هوش مصنوعی: این شعر از حسرت و دلتنگی شاعر نسبت به معشوق سخن می‌گوید. او از جدایی طولانی، ناتوانی در بیان رازهایش، و زیبایی‌های معشوق می‌نالد. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق در پیری، ناپایداری دنیا، و نابرابری اجتماعی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عاشقانه پیچیده، استعاره‌های ادبی و نگاه انتقادی به اجتماع است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد.

شماره ۳۲۲ - دلم بی طره ای آشفته حال است

دلم بی طره ای آشفته حال است
جدا از ماه خویشم، چند سال است ۱

ز خامه راز ما نتوان شنیدن
زبان ترجمان شوق، لال است ۲

کند چون دختر رز جلوه، زاهد
تماشا کن که یک دیدن حلال است! ۳

ببین آن چشم و ابروی گرهگیر
که پنداری مگر شاخ غزال است ۴

هر انگشتم برای دلخراشی
همه ناخن چو انگشت هلال است ۵

به پیری عشق کیفیت پذیرد
که صافی باده را در درد سال است ۶

نمی دانم فلک را مدعا چیست
که سرگردان چو فانوس خیال است ۷

گهرافشانی لعل تو تا دید
صدف غرق عرق از انفعال است ۸

گزیری پادشاهان را ازو نیست
سخن درویش را آب سفال است ۹

نه با گل سازگار و نی به خاشاک
هوای این چمن بی اعتدال است ۱۰

شکفته رویی ظاهر چه بینی؟
که گل را گوش سرخ از گوشمال است ۱۱

سلیم اشکم نوید وصل او داد
که طفلان هرچه می گویند فال است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۱ - مژده یاران را که یار از دست ما ساغر گرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۲۳ - ز عشقم به هر محفل افسانه ای ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.