هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از سلیم بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و محبت است. در آن از استعاره‌هایی مانند غزال، شیر، زنجیر و شمشیر استفاده شده تا مفاهیمی مانند عشق، درد، رهایی و جذبه‌های روحانی را بیان کند. شاعر از عشق به عنوان نیرویی جادویی یاد می‌کند که هم می‌تواند دردآور باشد و هم راهنما. همچنین، او به مفاهیمی مانند تقدیر، تدبیر و بلای عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی استعاره‌ها مانند 'بوی خون' و 'زخم' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۳۶۶ - به صحرا آن کمان ابرو پی نخجیر می آید

به صحرا آن کمان ابرو پی نخجیر می آید
غزالان مژده! آن آهوی آهوگیر می آید ۱

چو سوی صیدگاه آید، ز ذوق او غزالان را
صدای خنده ی زخم از سر یک تیر می آید ۲

درآ در حلقه ی دیوانگان گر عافیت خواهی
به گوشم این صدا از حلقه ی زنجیر می آید ۳

محبت می نماید از طلسم خود مرا راهی
که بوی خون ازان چون رخنه ی شمشیر می آید ۴

به عریانی زدم در هند، بعد از این نمی دانم
چه کار دیگر از این خاک دامنگیر می آید ۵

ز بس لبریز دردم، گر کسی دستی زند بر من
همه اعضای من در ناله چون زنجیر می آید ۶

هوس در جلوه گاه عشق دایم پیش رو باشد
مشو مشغول این آهو که از پی شیر می آید ۷

فغان از اختر طالع که ممکن نیست اصلاحش
درین عقده چه کار از ناخن تدبیر می آید ۸

محبت با علایق جمع چون گردد بلا باشد
مهابت بیش فیلی را که با زنجیر می آید ۹

درین پیری، به کوی عشقبازی ها من آن طفلم
که از چاک دلم، چون صبح، بوی شیر می آید ۱۰

سلیم از عشق نوعی محرم راز خموشانم
که در گوشم صدای بلبل تصویر می آید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - وجودم را غم عشق تو ای بی باک می سوزد
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - آبروی تیغ را خونگرمی بسمل برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.