هوش مصنوعی: این متن شعری است که از حسد، قدرت، عشق، رنج و ناامیدی سخن می‌گوید. با استفاده از استعاره‌ها و اشاره‌های تاریخی مانند یوسف و بهرام چوبین، شاعر احساسات پیچیده‌ای مانند تنهایی، درد عشق و تأثیرات زمان را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و تاریخی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین برخی از استعاره‌ها و اشارات تاریخی نیاز به دانش پیشینه دارند.

شماره ۳۸۶ - چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کرد

چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کرد
شد چو یوسف پادشاه، اول پدر را کور کرد! ۱

هر کجا دیوانه ای برداشت سنگی در ختا
آرزوی سیر چینی خانه ی فغفور کرد ۲

آسمان این بزم پر آشوب را آن مطرب است
کز سر بهرام چوبین، کاسه ی طنبور کرد ۳

خصم ما گر عاجز افتاده ست، ما هم عاجزیم
دانه نتواند نگاه از بیم سوی مور کرد ۴

کوچه و بازار از جوش تماشایی پر است
این همه غوغا محبت بر سر منصور کرد ۵

می زنم آتش بر آن از آه تا فارغ شوم
نوک مژگان تو دل را خانه ی زنبور کرد ۶

از گل و سنبل به کارم نیست این آشفتگی
با دل من هرچه کرد، آن نرگس مخمور کرد ۷

نیست چندان خاک در عالم که من برسر کنم
در خرابی بس که طوفان سرشکم شور کرد ۸

خوشدلی هرگز به نزدیکم نمی آید سلیم
گردش ایامم از همصحبتان تا دور کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸۵ - نه همین از تو مرا گرد غم از سینه رود
گوهر بعدی:شماره ۳۸۷ - تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.