هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند غم، عشق، انتظار، و گمگشتگی سخن می‌گوید. شاعر از احساسات عمیق انسانی، ناپایداری دنیا، و جستجوی معنا در زندگی صحبت می‌کند. ابیات مختلف به موضوعاتی مانند فراق، وصال، و بی‌قراری روح اشاره دارند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا سنگین باشند.

شماره ۶۲۷ - غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد

غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد
قدح را بر زمین مگذار ساقی کآسمان گم شد ۱

در آن زلف از ضعیفی می دهد آهم نشان از دل
که سوزن می شود پیدا چو شب با ریسمان گم شد ۲

علاج داغ دل کردیم اما درد پنهان را
ره بیرون شدن از کوچه های استخوان گم شد ۳

ز شور عندلیبان سرو و گل در رقص می آیند
چمن رنگ دگر پیدا کند چون باغبان گم شد ۴

به بزم وصل خود تا چند می گویی مرا گم شو
نه سیمابم، میان انجمن چون می توان گم شد؟ ۵

عبث خاک وطن از انتظارم چشم بر راه است
که عنقا تا قدم بیرون نهاد از آشیان، گم شد ۶

طلبکار سخن عشق و زبان از شرم خاموش است
چو پیدا شد خریداری، کلید این دکان گم شد ۷

جهان بی اختیار آرامگاه اهل دل باشد
که شب منزل شود، هرجا که راه کاروان گم شد ۸

ز بیم زندگی بر جان نظر در حشر نگشایم
نگوید تا زمین از جای رفت و آسمان گم شد ۹

غلام و پاجی هندوستان از فارسی گفتن
نمی دانند حرفی غیر این بشکست و آن گم شد! ۱۰

سلیم این در جواب سحرپردازی که می گوید
کتاب حسن را جزو محبت از میان گم شد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۲۶ - بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
گوهر بعدی:شماره ۶۲۸ - سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.