هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از رفتن بهار، ناکامی در عشق، و دردهای روحی شاعر سخن می‌گوید. شاعر از روزهای گذشته و عشق ناکام خود یاد می‌کند و از تأثیرات این عشق بر زندگی خود می‌نالد. همچنین، اشاراتی به میگساری و مستی دارد که احتمالاً نمادی از فرار از دردهای عاطفی است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشارات به میگساری و مستی نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد. بنابراین، این محتوا برای نوجوانان بالای 16 سال مناسب‌تر است.

شماره ۶۴۵ - بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد

بهار رفت و دل از ابر کامیاب نشد
پیاله ای نگرفتم که آفتاب نشد ۱

هلاک همت مرغی شوم درین گلشن
که جز به شعله ی آواز خود کباب نشد ۲

چه روز بود که دوران اساس عشق نهاد
جهان خراب شد و این بنا خراب نشد ۳

حدیثی از لب لعلش در انجمن نگذشت
که جام و شیشه ی خالی پر از شراب نشد ۴

ز بس ز نسبت ما روزگار را ننگ است
بر آتشی ننهادیم دل که آب نشد ۵

دلم به یاد لبت ناله ای به باغ نکرد
که غنچه چون دل مرغ چمن کباب نشد ۶

هلال ازان دل خود ای سوار مست خورد
که هیچ وقت ترا حاجت رکاب نشد ۷

نداشت در غم عشق تو گریه فایده ای
علاج دردسر ما ازین گلاب نشد ۸

سلیم این غزل طرحی از کجا آمد
که مصرعی ز دوصد بیت انتخاب نشد (؟) ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۴۴ - دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد
گوهر بعدی:شماره ۶۴۶ - دل در سواد زلف تو بیهوش می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.