هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، رنج، اندیشه، و تجلی زیبایی سخن میگوید. شاعر از حالات روحی و عاطفی خود مانند غرق شدن در اندیشه، رنج عشق، و ناتوانی در برابر جمال معشوق میگوید. همچنین، از قدرت و تأثیرگذاری نگاه معشوق و زیبایی بینظیر او یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۰۷۲ - در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی
در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی
آمد و رفت نفس تا هست در جان کندنی ۱
رفته ام از بس فرو در قلزم اندیشه ات
می کند مانند گردابم گریبان دامنی ۲
می شود نخل برومندی که غم بار آورد
هر که کارد در فضای سینه تخم دشمنی ۳
چشم مستش با دماغ شیرگیر از هر نگاه
می کند در جام طاقت بادهٔ مردافکنی ۴
چند می لافیده باشی در فنون عاشقی
گر زنی آن چشم پر فن را فنی، اهل فنی ۵
کس نیارد دید اندام ترا از فرط نور
می کند خورشید را عریان تنی پیراهنی ۶
با تجلی زار حسنش لاف هم چشمی زند
کیست جویا همچو شمع بزم دیگر کشتنی ۷
آمد و رفت نفس تا هست در جان کندنی ۱
رفته ام از بس فرو در قلزم اندیشه ات
می کند مانند گردابم گریبان دامنی ۲
می شود نخل برومندی که غم بار آورد
هر که کارد در فضای سینه تخم دشمنی ۳
چشم مستش با دماغ شیرگیر از هر نگاه
می کند در جام طاقت بادهٔ مردافکنی ۴
چند می لافیده باشی در فنون عاشقی
گر زنی آن چشم پر فن را فنی، اهل فنی ۵
کس نیارد دید اندام ترا از فرط نور
می کند خورشید را عریان تنی پیراهنی ۶
با تجلی زار حسنش لاف هم چشمی زند
کیست جویا همچو شمع بزم دیگر کشتنی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۱ - دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۳ - از رعونت تا به کی سرو پا در گل شوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.