هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، وصال، گناه، و زیبایی سخن می‌گوید. شاعر از تشنگی عاشق برای وصال معشوق، گناهان پنهان، و برتری عشق حقیقی می‌گوید. همچنین، به مقایسه‌هایی مانند فرق بین زیبایی معشوق و دیگران، و ارزش عشق ورزیدن اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند گناه و ستم ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۳۵۸ - حیات تشنه لبان وصل آن مسیح دم است

حیات تشنه لبان وصل آن مسیح دم است
که با وجود لبش آب زندگی عدم است ۱

گناه کاسه زدن شیخ را چو غنچه نهان
گناه ماست که چون لاله بر سر علم است ۲

گدای پیر مغنم به خانقه چه روم؟
اگرچه می همه جا هست بحث بر کرم است ۳

ز دلبران همه عاشق کشی ستم دانند
ولی تو عاشق خود گر نمی کشی ستم است ۴

بناز بر همه عالم ز حسن عالم سوز
که گر بناز کشی عالمی هنوز کم است ۵

ز حسن روی تو فرق است تا پری بسیار
اگرچه صورت این هر دو کار یک قلم است ۶

بجان دوست که آزار اهلی است حرام
سگ در تو مگر کم ز آهوی حرم است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵۷ - وادی مجنون جگر سوزست و کس را تاب نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۵۹ - مرا چو شبنم از آن مایه حیات کم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.