هوش مصنوعی: این متن داستان مردی پر طمع را روایت می‌کند که در حضور خوارزمشاه به خدمت می‌ایستد و رفتارهای افراطی از خود نشان می‌دهد. پسرش از او سوال می‌کند که چرا به جای قبله حجاز، به سمت دیگری نماز خوانده است. سپس پسر به پدرش نصیحت می‌کند که طمع را کنار بگذارد و قناعت پیشه کند، زیرا طمع باعث از دست دادن آبرو و عزت می‌شود. متن بر اهمیت قناعت و دوری از طمع تاکید دارد.
رده سنی: 12+ این متن حاوی مفاهیم اخلاقی و دینی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مفید است. همچنین، زبان و ساختار آن به گونه‌ای است که برای سنین پایین‌تر ممکن است کمی پیچیده باشد.

حکایت - یکی پر طمع پیش خوارزمشاه

یکی پر طمع پیش خوارزمشاه
شنیدم که شد بامدادی پگاه ۱

چو دیدش به خدمت دوتا گشت و راست
دگر روی بر خاک مالید و خاست ۲

پسر گفتش ای بابک نامجوی
یکی مشکلت می‌بپرسم بگوی ۳

نگفتی که قبله‌ست راه حجاز
چرا کردی امروز از این سو نماز؟ ۴

مبر طاعت نفس شهوت پرست
که هر ساعتش قبلهٔ دیگرست ۵

قناعت سرافرازد ای مرد هوش
سر پر طمع بر نیاید ز دوش ۶

طمع آبروی توقر بریخت
برای دو جو دامنی در بریخت ۷

چو سیراب خواهی شدن ز آب جوی
چرا ریزی از بهر برف آبروی؟ ۸

مگر از تنعم شکیبا شوی
وگرنه ضرورت به درها شوی ۹

برو خواجه کوتاه کن دست آز
چه می‌بایدت ز آستین دراز؟ ۱۰

کسی را که درج طمع درنوشت
نباید به کس عبد و خادم نبشت ۱۱

توقع براند ز هر مجلست
بران از خودش تا نراند کست ۱۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۱۰۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت - مرا حاجیی شانهٔ عاج داد
گوهر بعدی:حکایت - یکی را تب آمد ز صاحبدلان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.