هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و بی‌پایان شاعر به معشوق است. شاعر از بی‌قراری، نومیدی و امید در راه وصال معشوق سخن می‌گوید و از نشانه‌های حضور معشوق در هر قدم و هر سو یاد می‌کند. او فداکاری و عشق خود را با تصاویر زیبایی مانند پروانه و شمع، سرو و آهو مقایسه می‌کند و بر این باور است که حتی یک موی معشوق از دو عالم ارزشمندتر است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۴۰۲ - باورم ناید که شد در پوست مجنون سوی دوست

باورم ناید که شد در پوست مجنون سوی دوست
عاشق اندر پوست کی گنجد که بیند روی دوست ۱

کعبه وصل حبیب از راه نومیدی طلب
رانکه زین نزدیکتر راهی نباشد سوی دوست ۲

سجده آرم بر نشان پای او در هر قدم
هر قدم محراب مقصودی بود در کوی دوست ۳

سالها گردیده ام پهلو به پهلو قرعه وار
بر امید آنکه بنشینم دمی پهلوی دوست ۴

گرچه بهر او چو مجنون گوشه گیر از عالمم
گوشه چشمی ندارد سوی من آهوی دوست ۵

جان فدای شمع از آن پروانه می سازد که شمع
راست میماند بسرو قامت دلجوی دوست ۶

کی ملک در سجده آدم فرود آید سرش
گرنه محرابش بود طاق خم ابروی دوست ۷

در خم چوگان بخت آید مرا گوی مراد
گر سرم را این شرف باشد که گردد گوی دوست ۸

از دو عالم بر کنارم غیر از آن موی میان
پیش اهلی از دو عالم به بود یک موی دوست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰۱ - از جلوه محبت خورشید حسن دوست
گوهر بعدی:شماره ۴۰۳ - هر کس که پا نهاد بکویت ز دست رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.