هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناکامیها، حسرتها و رنجهای عاطفی خود میگوید. او از عدم دستیابی به آرزوها، رد شدن توسط معشوق و تاریکی بخت خود شکایت دارد. با وجود تمام تلاشها و فداکاریها، به خواستههایش نرسیده و تنها رنج و اندوه نصیبش شده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند ناکامی، حسرت و رنج عشق است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع اشعار معمولاً برای سنین بالاتر که تجربههای عاطفی بیشتری دارند، جذابتر و قابلدرکتر است.
شماره ۴۸۱ - هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
هرگز ز صد مراد یکی حاصلم نشد ۱
گر خار پای گشتم و گر خاک ره شدم
آن شاخ گل بهیچ صفت مایلم نشد ۲
گفتم که تحفه سگ او دل کنم ولی
آنهم قبول از دل نا مقبلم نشد ۳
هرچند بخت تیره بتاریکی ام بسوخت
جز برق آه روشنی محفلم نشد ۴
خار ستم که از غم او بود بر دلم
تا بر نرست گل ز گلم از دلم نشد ۵
روی زمین بشست دو چشمم ز اشک شور
وین شوری غم از دل و آب و گلم نشد ۶
آسان نگشت کوی تو منزل چو اهلی ام
تا سر نرفت کوی تو سر منزلم نشد ۷
هرگز ز صد مراد یکی حاصلم نشد ۱
گر خار پای گشتم و گر خاک ره شدم
آن شاخ گل بهیچ صفت مایلم نشد ۲
گفتم که تحفه سگ او دل کنم ولی
آنهم قبول از دل نا مقبلم نشد ۳
هرچند بخت تیره بتاریکی ام بسوخت
جز برق آه روشنی محفلم نشد ۴
خار ستم که از غم او بود بر دلم
تا بر نرست گل ز گلم از دلم نشد ۵
روی زمین بشست دو چشمم ز اشک شور
وین شوری غم از دل و آب و گلم نشد ۶
آسان نگشت کوی تو منزل چو اهلی ام
تا سر نرفت کوی تو سر منزلم نشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۰ - نیست جان رفتن که نور از چشم روشن میرود
گوهر بعدی:شماره ۴۸۲ - چو شهسوار مرا رخ ز باده گلگون شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.