هوش مصنوعی:
این شعر از ظهور معشوق (یار) سخن میگوید که مانند ماه از سر کوچه نمایان میشود و هیاهویی برپا میکند. شاعر از عشق و هلاکت خود در این راه میگوید و به داستان یعقوب و یوسف اشاره میکند که چگونه یعقوب از فراق یوسف سوخت.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به داستانهای قرآنی مانند یعقوب و یوسف نیاز به درک نسبی از ادبیات و فرهنگ اسلامی دارد.
شماره ۷۰۸ - یار از سر کوچه چو مه برآمد
یار از سر کوچه چو مه برآمد
هر گوشه هزار وه برآمد ۱
برخاست قیامتی که در صبح
ماه شب چارده برآمد ۲
سرمست به خانقه گذر کرد
فریاد ز خانقه برآمد ۳
مقصودم از او هلاک خود بود
مقصود بیک نگه برآمد ۴
یعقوب صفت بسوخت اهلی
تا یوسف او زچه برآمد ۵
هر گوشه هزار وه برآمد ۱
برخاست قیامتی که در صبح
ماه شب چارده برآمد ۲
سرمست به خانقه گذر کرد
فریاد ز خانقه برآمد ۳
مقصودم از او هلاک خود بود
مقصود بیک نگه برآمد ۴
یعقوب صفت بسوخت اهلی
تا یوسف او زچه برآمد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۷ - در لعل لبش چاشنی خنده ببینید
گوهر بعدی:شماره ۷۰۹ - از سایه خود میرمد دل کز رقیب آزرده شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.