هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق میگوید. او از بیتابی و بیصبری خود سخن میگوید و بیان میکند که نه توان تحمل دوری را دارد و نه توان رسیدن به وصال. شاعر از دلتنگی و اشتیاق شدید خود مینالد و حتی به شرابخواری روی میآورد تا شاید از غمش بکاهد. او از شرمساری خود از پشت در ماندن و نظارهگری دیوارهای خانه معشوق میگوید و مقایسهای بین قلب شکننده خود و دل سخت معشوق انجام میدهد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که نمیتواند عشق را رها کند، حتی اگر هزار بار به او توصیه شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق نافرجام، درد دوری و استفاده از شراب به عنوان تسکین دهنده است که برای درک کامل نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۰۱۳ - نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
دلم دست بخواهد شدن چه چاره کنم ۱
ز دل بتنگ چنانم که خواهمش آرم
ز چاکسینه یرون و هزار پاره کنم ۲
نماند تاب غمم نیست چاره یی زان به
که خویش را دو سه روزی شرابخواره کنم ۳
زبسکه بر در او گشته ام شود شرمم
که دیگر آن در و دیوار را نظاره کنم ۴
بشیشه نسبت قلبم توان ولی نتوان
که نسبت دل سختش بسنگ خاره کنم ۵
میان خار ملامت چو مردم چشمم
نه مردمم اگر از این میان کناره کنم ۶
مگو که ترک کن از عشق و شادزی اهلی
نمی توانم اگر نی هزار باره کنم ۷
دلم دست بخواهد شدن چه چاره کنم ۱
ز دل بتنگ چنانم که خواهمش آرم
ز چاکسینه یرون و هزار پاره کنم ۲
نماند تاب غمم نیست چاره یی زان به
که خویش را دو سه روزی شرابخواره کنم ۳
زبسکه بر در او گشته ام شود شرمم
که دیگر آن در و دیوار را نظاره کنم ۴
بشیشه نسبت قلبم توان ولی نتوان
که نسبت دل سختش بسنگ خاره کنم ۵
میان خار ملامت چو مردم چشمم
نه مردمم اگر از این میان کناره کنم ۶
مگو که ترک کن از عشق و شادزی اهلی
نمی توانم اگر نی هزار باره کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۲ - ظن مبر کز دود دل پیشت شکایت میکنم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۴ - منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.