خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ است که در آن شاعر از عشق، تقدیر، درد دل، عبادت و رویاهایش سخن میگوید. او از عشق به لیلی و مقایسه خود با مجنون یاد میکند، از دردهای درونی خود میگوید و به عبادت و تسلیم در برابر تقدیر اشاره میکند. همچنین، رویای دیدار با معشوق و آرزوی رهایی از غم را بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و دردهای عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۱۹ - دیده دریا چو شد از گریه چه تدبیر کنم
دیده دریا چو شد از گریه چه تدبیر کنم
دل بطوفان نهم و چشم به تقدیر کنم ۱
پیرم و مست جوانان ز خودم شرمی باد
که جوانان نکنند آنچه من پیر کنم ۲
کس ره من ندهد در حی لیلی وش خویش
مگر اینصورت مجنون شده تغییر کنم ۳
گفته یی درد دل خویش بگو پیش طبیب
بیش از آن درد دلم هست که تقریر کنم ۴
من جز از سجده بت راه بطاعت نبرم
کافری باشم اگر دانم و تقصیر کنم ۵
دوش در خواب سحر همدم خورشید شدم
مگر این خواب بدیدار تو تعبیر کنم ۶
عاقلی به زمن ایخواجه طلب در غم دل
من بزنجیر دلم دل بچه زنجیر کنم ۷
اسم اعظم مگرم ملک سلیمان بخشد
ورنه من چون تو پری را بچه تسخیر کنم ۸
خواب راحت ز درت یافتم آنروز مباد
که ببد روزی ازین مرحله شبگیر کنم ۹
کس ز صد حرف یکی ره نبرد چون اهلی
آیت حسن ترا کاینهمه تفسیر کنم ۱۰
دل بطوفان نهم و چشم به تقدیر کنم ۱
پیرم و مست جوانان ز خودم شرمی باد
که جوانان نکنند آنچه من پیر کنم ۲
کس ره من ندهد در حی لیلی وش خویش
مگر اینصورت مجنون شده تغییر کنم ۳
گفته یی درد دل خویش بگو پیش طبیب
بیش از آن درد دلم هست که تقریر کنم ۴
من جز از سجده بت راه بطاعت نبرم
کافری باشم اگر دانم و تقصیر کنم ۵
دوش در خواب سحر همدم خورشید شدم
مگر این خواب بدیدار تو تعبیر کنم ۶
عاقلی به زمن ایخواجه طلب در غم دل
من بزنجیر دلم دل بچه زنجیر کنم ۷
اسم اعظم مگرم ملک سلیمان بخشد
ورنه من چون تو پری را بچه تسخیر کنم ۸
خواب راحت ز درت یافتم آنروز مباد
که ببد روزی ازین مرحله شبگیر کنم ۹
کس ز صد حرف یکی ره نبرد چون اهلی
آیت حسن ترا کاینهمه تفسیر کنم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۸ - شرگشته ام و چاره تقدیر ندارم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۰ - خوش آنکه نهی پای بسر منزل خاکم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.