هوش مصنوعی:
متن داستان مردی را روایت میکند که در اثر بیاحتیاطی و مستی، خرمن خود را آتش زد و همه محصولش سوخت. سپس در روز بعد، در حالی که دیگر چیزی برای جمعآوری نداشت، مورد سرزنش دیگران قرار گرفت. متن به اهمیت دوری از بیاحتیاطی، حفظ داراییها و یادگیری از اشتباهات تاکید میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم اخلاقی و پندهایی است که نیاز به درک عمیقتری از زندگی و پیامدهای اعمال دارد. این مفاهیم برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مفید است، اما ممکن است برای کودکان خردسال پیچیده باشد.
حکایت مست خرمن سوز
یکی غله مرداد مه توده کرد
ز تیمار دی خاطر آسوده کرد ۱
شبی مست شد و آتشی برفروخت
نگون بخت کالیوه، خرمن بسوخت ۲
دگر روز در خوشه چینی نشست
که یک روز جوز خرمن نماندش به دست ۳
چو سرگشته دیدند درویش را
یکی گفت پروردهٔ خویش را ۴
نخواهی که باشی چنین تیره روز
به دیوانگی خرمن خود مسوز ۵
گر از دست شد عمرت اندر بدی
تو آنی که در خرمن آتش زدی ۶
فضیحت بود خوشه اندوختن
پس از خرمن خویشتن سوختن ۷
مکن جان من، تخم دین ورز و داد
مده خرمن نیک نامی به باد ۸
چو برگشته بختی در افتد به بند
از او نیکبختان بگیرند پند ۹
تو پیش از عقوبت در عفو کوب
که سودی ندارد فغان زیر چوب ۱۰
برآر از گریبان غفلت سرت
که فردا نماند خجل در برت ۱۱
ز تیمار دی خاطر آسوده کرد ۱
شبی مست شد و آتشی برفروخت
نگون بخت کالیوه، خرمن بسوخت ۲
دگر روز در خوشه چینی نشست
که یک روز جوز خرمن نماندش به دست ۳
چو سرگشته دیدند درویش را
یکی گفت پروردهٔ خویش را ۴
نخواهی که باشی چنین تیره روز
به دیوانگی خرمن خود مسوز ۵
گر از دست شد عمرت اندر بدی
تو آنی که در خرمن آتش زدی ۶
فضیحت بود خوشه اندوختن
پس از خرمن خویشتن سوختن ۷
مکن جان من، تخم دین ورز و داد
مده خرمن نیک نامی به باد ۸
چو برگشته بختی در افتد به بند
از او نیکبختان بگیرند پند ۹
تو پیش از عقوبت در عفو کوب
که سودی ندارد فغان زیر چوب ۱۰
برآر از گریبان غفلت سرت
که فردا نماند خجل در برت ۱۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۱
۷۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - همی یادم آید ز عهد صغر
گوهر بعدی:حکایت - یکی متفق بود بر منکری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.