هوش مصنوعی:
شاعر از درد عشق و فراق مینالد و از نومیدی و رنجهای عاشقی سخن میگوید. او به یاد روزهای شاد گذشته و ناامیدیهای حال میافتد و از عاقبت درد و رنج میگوید که سرانجام گلی از خار غم میروید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و ناامیدی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج عاشقی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۳۷ - بسکه دل در سینه من سوخت داغ دلبری
بسکه دل در سینه من سوخت داغ دلبری
هر نفس کز دل بر آرم نیست بی خاکستری ۱
آه از آن دلشادی اول که خنجر برکشید
وای از آن نومیدی آخر که ز در بر دیگری ۲
نیست جای کشتگان تیغ تو صحرای حشر
باید از بهر شهیدان تو دیگر محشری ۳
گو مباش اسباب عشرت زانکه مارا بس بود
سینه با صد ناله چنگی، دل پر از خون ساغری ۴
عاقبت اهلی گلی از خار غم خواهد دمید
دردمندی را که از شاخ طرب نبود بری ۵
هر نفس کز دل بر آرم نیست بی خاکستری ۱
آه از آن دلشادی اول که خنجر برکشید
وای از آن نومیدی آخر که ز در بر دیگری ۲
نیست جای کشتگان تیغ تو صحرای حشر
باید از بهر شهیدان تو دیگر محشری ۳
گو مباش اسباب عشرت زانکه مارا بس بود
سینه با صد ناله چنگی، دل پر از خون ساغری ۴
عاقبت اهلی گلی از خار غم خواهد دمید
دردمندی را که از شاخ طرب نبود بری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳۶ - عاشق بیخانمان گر اختیاری داشتی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳۸ - دگرم ز چشم گریان بهزار دلستانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.