هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی است که از معشوق خود شکایت میکند. او معشوق را به بیمهری و آزار متهم میکند، در حالی که خودش سرشار از عشق و از خود گذشتگی است. شاعر از تضاد بین مهر و کین، و همچنین از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژهها و عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۳۶۵ - ای آب حیوان کاتشم از لعل نوشین میزنی
ای آب حیوان کاتشم از لعل نوشین میزنی
گر یک نفس پیشت زنم بر چهره صد چین میزنی ۱
چون آفتابی مهربان با جمله ذرات جهان
با من که دارم مهر تو دایم دم از کین میزنی ۲
شیرین چه باشد پیش تو صد جان شیرین میدهی
آندم که شکر خنده یی از لعل نوشین میزنی ۳
گر شیخ صنعان را بود ترسابتی رهزن چه شد
توبت مسلما نزاده یی آتش چه در دین میزنی ۴
آزار مردم میکنی تا من بمیرم از حسد
دایم سگان خویش را سنگ از پی کین میزنی ۵
صید دل مسکین من گر ننگ میداری چرا
هر دم ز مژگان ناو کی بر جان مسکین میزنی ۶
اهلی چو آهوی ختا کلک تو ریزد نافه ها
روشن شد از کلکت که دم زانزلف مشکین میزنی ۷
گر یک نفس پیشت زنم بر چهره صد چین میزنی ۱
چون آفتابی مهربان با جمله ذرات جهان
با من که دارم مهر تو دایم دم از کین میزنی ۲
شیرین چه باشد پیش تو صد جان شیرین میدهی
آندم که شکر خنده یی از لعل نوشین میزنی ۳
گر شیخ صنعان را بود ترسابتی رهزن چه شد
توبت مسلما نزاده یی آتش چه در دین میزنی ۴
آزار مردم میکنی تا من بمیرم از حسد
دایم سگان خویش را سنگ از پی کین میزنی ۵
صید دل مسکین من گر ننگ میداری چرا
هر دم ز مژگان ناو کی بر جان مسکین میزنی ۶
اهلی چو آهوی ختا کلک تو ریزد نافه ها
روشن شد از کلکت که دم زانزلف مشکین میزنی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶۴ - از خون دیدها شد کوی تو لاله زاری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶۶ - باز دل میبردم عشوه سرو نازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.