هوش مصنوعی: این متن به بیان گذرایی قدرت و زیبایی‌های زندگی می‌پردازد و تأکید می‌کند که همه چیز فانی است. شاعر از ضعف و از دست دادن قدرت سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که حتی زیبایی‌های طبیعت مانند گل‌ها و آب نیز از بین می‌روند. او از تلاش خود برای باقی گذاشتن اثری از خود در جهان سخن می‌گوید و بیان می‌کند که سرمایه‌اش سخن شیرین است که از او باقی می‌ماند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و تفکربرانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوعاتی مانند فناپذیری و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل می‌گیرد.

غزل ۲۸ - وقت آنست که ضعف آید و نیرو برود

وقت آنست که ضعف آید و نیرو برود
قدرت از منطق شیرین سخنگو برود ۱

ناگهی باد خزان آید و این رونق و آب
که تو می‌بینی ازین گلبن خوشبو برود ۲

پایم از قوت رفتار فرو خواهد ماند
خنک آن کس که حذر گیرد و نیکو برود ۳

تا به روزی که به جوی شده بازآید آب
یعلم‌الله که اگر گریه گریه کنم جو برود ۴

من و فردوس بدین نقد بضاعت که مراست؟
اهرمن را که گذارد که به مینو برود؟ ۵

سعیم اینست که در آتش اندیشه چو عود
خویشتن سوخته‌ام تا به جهان بو برود ۶

همه سرمایهٔ سعدی سخن شیرین بود
وین ازو ماند که چه با او برود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۹۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷ - بسیار سالها به سر خاک ما رود
گوهر بعدی:غزل ۲۹ - روی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.