درباره سعدی

ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلِح بن عبدالله بن مشرّف (۶۰۶ – ۶۹۰ هجری قمری) متخلص به سعدی، شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. اهل ادب به او لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجلّ» و حتی به‌طور مطلق، «استاد» داده‌اند. او در نظامیهٔ بغداد، که مهم‌ترین مرکز علم و دانش جهان اسلام در آن زمان به حساب می‌آمد، تحصیل و پس از آن به‌عنوان خطیب به مناطق مختلفی از جمله شام و حجاز سفر کرد. سعدی سپس به زادگاه خود شیراز، برگشت و تا پایان عمر در آن‌جا اقامت گزید. آرامگاه وی در شیراز واقع شده‌است که به سعدیه معروف است.

بیشتر عمر او مصادف با حکومت اتابکان فارس در شیراز و هم‌زمان با حمله مغول به ایران و سقوط بسیاری از حکومت‌های وقت نظیر خوارزمشاهیان و عباسیان بود. البته سرزمین فارس، به واسطهٔ تدابیر ابوبکر بن سعد، ششمین و معروف‌ترین اتابکان سَلغُری شیراز، از حملهٔ مغول در امان ماند. همچنین قرن ششم و هفتم هجری مصادف با اوج‌گیری تصوف در ایران بود و تأثیر این جریان فکری و فرهنگی در آثار سعدی قابل ملاحظه است. نظر اغلب سعدی‌پژوهان بر این است که سعدی تحت تأثیر آموزه‌های مذهب شافعی و اشعری و بنابراین تقدیرگرا است. در مقابل، نشانه‌هایی از ارادت وی به خاندان پیامبر اسلام مشاهده می‌شود. سعدی بیش از آن که تابع اخلاق به‌صورت مطلق و فلسفی آن باشد، مصلحت‌اندیش است و ازین‌رو اصولاً نمی‌تواند طرفدار ثابت و بی‌چون‌وچرای قاعده‌ای باشد که احیاناً در جای دیگری آن را بیان کرده‌است. برخی از نوگرایان معاصر ایران آثار او را غیراخلاقی، بی‌ارزش، متناقض و ناهماهنگ قلمداد کرده‌اند.

سعدی تأثیر انکارناپذیری بر زبان فارسی گذاشته‌است؛ به‌طوری‌که شباهت قابل توجهی بین فارسی امروزی و زبان سعدی وجود دارد. آثار او مدت‌ها در مدرسه‌ها و مکتب‌خانه‌ها به‌عنوان منبع آموزش زبان و ادبیات فارسی تدریس می‌شده و بسیاری از ضرب‌المثلهای رایج در زبان فارسی از آثار وی اقتباس شده‌است. او برخلاف بسیاری از نویسندگان معاصر یا پیش از خود، ساده‌نویسی و ایجاز را در پیش گرفت و توانست – حتی در زمان حیاتش – شهرت زیادی به دست آورد. آثار سعدی در اصطلاح سهل ممتنع (سادهٔ دشوار) است و در آن‌ها نکته‌سنجی و طنز آشکار یا پنهان ملاحظه می‌شود.

آثار وی در کتاب کلیات سعدی، شامل گلستان به نثر، کتاب بوستان در قالب مثنوی و نیز غزلیات، گردآوری شده‌است. علاوه بر این او آثاری در سایر قالب‌های ادبی نظیر قصیده، قطعه، ترجیع‌بند و تک‌بیت به زبان فارسی و عربی نیز دارد. غزلیات سعدی، اغلب عاشقانه و توصیف‌کنندهٔ عشق زمینی است؛ هرچند که وی غزلیات پندآموز و عارفانه نیز سروده‌است. گلستان و بوستان به‌عنوان کتاب‌های اخلاقی شناخته می‌شوند و علاوه بر فارسی‌زبانان، بر اندیشمندان غربی از جمله ولتر و گوته نیز تأثیرگذار بوده‌اند.

سعدی در زمان حیات شهرت فراوانی داشت. آثار او حتی در هندوستان، آسیای صغیر و آسیای میانه به زبان فارسی یا به صورت ترجمه در دسترس مخاطبانش قرار داشت. او نخستین شاعر ایرانی است که آثارش به یکی از زبان‌های اروپایی ترجمه شده‌است. بسیاری از شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان از سبک وی تقلید کرده‌اند. حافظ از جمله شاعرانی بوده که تحت تأثیر سبک سعدی به سرودن غزل پرداخته‌است. در ادبیات معاصر نیز نویسندگانی مانند محمدعلی جمال‌زاده و ابراهیم گلستان از او تأثیر پذیرفته‌اند. آثار سعدی بعدها به موسیقی هم راه پیدا کرد و بسیاری از غزل‌های او را خوانندگانی چون تاج اصفهانی، محمدرضا شجریان و غلامحسین بنان خواندند. به‌منظور تجلیل از سعدی، اول اردیبهشت، روز آغاز نگارش کتاب گلستان، در ایران روز سعدی نام‌گذاری شده‌است.
در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
غزل ۱ - ثنا و حمد بی‌پایان خدا را غزل ۲ - ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را غزل ۳ - ای که انکار کنی عالم درویشان را غزل ۴ - غافلند از زندگی مستان خواب غزل ۵ - دریغ صحبت دیرین و حق دید و شناخت غزل ۶ - ای یار ناگزیر که دل در هوای تست غزل ۷ - مقصود عاشقان دو عالم لقای تست غزل ۸ - درد عشق از تندرستی خوشترست غزل ۹ - منزل عشق از جهانی دیگرست غزل ۱۰ - فلک با بخت من دایم به کینست غزل ۱۱ - آن را که جای نیست همه شهر جای اوست غزل ۱۲ - آن به که چون منی نرسد در وصال دوست غزل ۱۳ - به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست غزل ۱۴ - از جان برون نیامده جانانت آرزوست غزل ۱۵ - هر که هر بامداد پیش کسیست غزل ۱۶ - خوشتر از دوران عشق ایام نیست غزل ۱۷ - چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست غزل ۱۸ - تن آدمی شریف است به جان آدمیت غزل ۱۹ - صبحدمی که برکنم، دیده به روشناییت غزل ۲۰ - دنیی آن قدر ندارد که برو رشک برند غزل ۲۱ - نادر از عالم توحید کسی برخیزد غزل ۲۲ - ذوق شراب انست، وقتی اگر بباشد غزل ۲۳ - نه هر چه جانورند آدمیتی دارند غزل ۲۴ - بیفکن خیمه تا محمل برانند غزل ۲۵ - اگر خدای نباشد ز بنده‌ای خشنود غزل ۲۶ - شرف نفس به جودست و کرامت به سجود غزل ۲۷ - بسیار سالها به سر خاک ما رود غزل ۲۸ - وقت آنست که ضعف آید و نیرو برود غزل ۲۹ - روی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود؟ غزل ۳۰ - هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود غزل ۳۱ - از صومعه رختم به خرابات برآرید غزل ۳۲ - تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار غزل ۳۳ - ره به خرابات برد، عابد پرهیزگار غزل ۳۴ - گناه کردن پنهان به از عبادت فاش غزل ۳۵ - هر که با یار آشنا شد گو ز خود بیگانه باش غزل ۳۶ - گر مرا دنیا نباشد خاکدانی گو مباش غزل ۳۷ - صاحبا عمر عزیزست غنیمت دانش غزل ۳۸ - ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش غزل ۳۹ - برخیز تا تفرج بستان کنیم و باغ غزل ۴۰ - عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل غزل ۴۱ - دوش در صحرای خلوت گوی تنهایی زدم غزل ۴۲ - بر سر آنم که پای صبر در دامن کشم غزل ۴۳ - در میان صومعه سالوس پر دعوی منم غزل ۴۴ - باد گلبوی سحر خوش می‌وزد خیز ای ندیم غزل ۴۵ - ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکنده‌ایم غزل ۴۶ - ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم غزل ۴۷ - خرما نتوان خوردن ازین خار که کشتیم غزل ۴۸ - خداوندی چنین بخشنده داریم غزل ۴۹ - تو پس پرده و ما خون جگر می‌ریزیم غزل ۵۰ - برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم غزل ۵۱ - برخیز تا طریق تکلف رها کنیم غزل ۵۲ - خلاف راستی باشد، خلاف رای درویشان غزل ۵۳ - عشقبازی چیست سر در پای جانان باختن غزل ۵۴ - ای به باد هوس درافتاده غزل ۵۵ - شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه غزل ۵۶ - ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی غزل ۵۷ - آستین بر روی و نقشی در میان افکنده‌ای غزل ۵۸ - چو کسی درآمد از پای و تو دستگاه داری غزل ۵۹ - یارب از ما چه فلاح آید اگر تو نپذیری غزل ۶۰ - هر روز باد می‌برد از بوستان گلی غزل ۶۱ - پاکیزه روی را که بود پاکدامنی غزل ۶۲ - اگر لذت ترک لذت بدانی غزل ۶۳ - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است: غزل ۶۴ - یاری آنست که زهر از قبلش نوش کنی غزل ۶۵ - مبارک ساعتی باشد که با منظور بنشینی