هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر عشق، اسارت در هوس، و دردهای روحی است. شاعر از عشق و هوس خود می‌گوید و از بی‌مهری معشوق شکایت می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند نیستی و فراغت دارد. در پایان، شاعر از یاران خود یاد می‌کند و آرزوی همراهی آنان را دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۹ - خوش وقت اسیری که برآمد هوس ما

خوش وقت اسیری که برآمد هوس ما
شد روز نخستین، سبد گل قفس ما ۱

مهتاب نمکسار بود باده ما را
ای بی مزه بی روی تو بزم هوس ما ۲

حیرت زده جلوه نیرنگ خیالیم
آیینه مدارید به پیش نفس ما ۳

آوازه شرع از سر منصور بلند است
از شبروی ماست شکوه عسس ما ۴

وقت ست که خون جگر از درد بجوشد
چندان که چکد از مژه دادرس ما ۵

ای بی خبر از نیستی و ذوق فراغش
در پیرهن ما نبود خار و خس ما ۶

در دهر فرورفته لذت نتوان بود
بر قند نه بر شهد نشیند مگس ما ۷

طول سفر شوق چه پرسی؟ که در این راه
چون گرد فرو ریخت صدا از جرس ما ۸

حوران بهشتی که ندارند گلابی
بر خویش فشانند گداز نفس ما ۹

هر جا رم سنگی ست درآورده سر خویش
در بند برومندی نخل هوس ما ۱۰

باشد که بدین سایه و سرچشمه گرایند
یاران عزیزند گروهی ز پس ما ۱۱

خرسندی غالب نبود زین همه گفتن
یکبار بفرمای که ای هیچکس ما ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸ - به گیتی شد عیان از شیوه عجز اضطرار ما
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.