هوش مصنوعی:
این شعر از غالباً به بیان حالات عاشقانه و عرفانی میپردازد و از مفاهیمی مانند عشق، رنج، آزادگی، و ناپایداری دنیا سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق، ناآگاهی دیگران از احوال درونی او، و بیتفاوتی دنیا نسبت به رنج انسانها گلایه میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند گذر زمان و ناپایداری زندگی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تلخ و انتقادی نسبت به زندگی و روابط انسانی وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۳۰ - چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما
چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما
ساده پرکار فراوان شرم اندک سال ما ۱
میل ما سوی وی و میلش به سوی چون خودی ست
آرد از خود رفتنش ناگه به استقبال ما ۲
حال ما از غیر می پرسی و منت می بریم
آگهی باری که آگه نیستی از حال ما؟ ۳
عیش و غم در دل نمی استد خوشا آزادگی
باده و خونابه یکسانست در غربال ما ۴
نقش ما در خاطر یاران دژم صورت گرفت
بس که رو در هم کشید آیینه از تمثال ما ۵
نیشتر سازید و بگدازید هر جا تیشه ای ست
خون گرم کوهکن دارد رگ قیفال ما ۶
ما همای گرم پروازیم، فیض از ما مجوی
سایه همچون دود، بالا می رود از بال ما ۷
خضر و در سرچشمه حیوان فرو غلتیدنش
لغزش پایی ست کش رو داده در دنبال ما ۸
خاک را از ابر ادرار معین داده اند
بی می پارینه بر ما رانده اند، امسال ما ۹
با چنین گنجینه ارزد اژدهایی همچنین
حلقه بر گرد دل ما زد زبان لال ما ۱۰
جان غالب تاب گفتاری گمان داری هنوز؟
سخت بی دردی که می پرسی ز ما احوال ما ۱۱
ساده پرکار فراوان شرم اندک سال ما ۱
میل ما سوی وی و میلش به سوی چون خودی ست
آرد از خود رفتنش ناگه به استقبال ما ۲
حال ما از غیر می پرسی و منت می بریم
آگهی باری که آگه نیستی از حال ما؟ ۳
عیش و غم در دل نمی استد خوشا آزادگی
باده و خونابه یکسانست در غربال ما ۴
نقش ما در خاطر یاران دژم صورت گرفت
بس که رو در هم کشید آیینه از تمثال ما ۵
نیشتر سازید و بگدازید هر جا تیشه ای ست
خون گرم کوهکن دارد رگ قیفال ما ۶
ما همای گرم پروازیم، فیض از ما مجوی
سایه همچون دود، بالا می رود از بال ما ۷
خضر و در سرچشمه حیوان فرو غلتیدنش
لغزش پایی ست کش رو داده در دنبال ما ۸
خاک را از ابر ادرار معین داده اند
بی می پارینه بر ما رانده اند، امسال ما ۹
با چنین گنجینه ارزد اژدهایی همچنین
حلقه بر گرد دل ما زد زبان لال ما ۱۰
جان غالب تاب گفتاری گمان داری هنوز؟
سخت بی دردی که می پرسی ز ما احوال ما ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - خوش وقت اسیری که برآمد هوس ما
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - جز دفع غم ز باده نبوده ست کام ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.