هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از دردهای درونی، عشق، وفاداری، صبر و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. همچنین، به موضوعاتی مانند حقگویی، انتقام، و زیبایی معشوق اشاره شده است. شاعر با زبانی نمادین و احساسی، حالات روحی خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند انتقام و رنجهای عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۷ - ای که گفتی غم درون سینه جانفرساست، هست
ای که گفتی غم درون سینه جانفرساست، هست
خامشیم اما اگر دانی که حق با ماست، هست ۱
این سخن حق بود و گاهی بر زبان ما نرفت
چون تو خود گفتی که خوبان را دل از خاراست، هست ۲
دیده تا دل خون شدن کز غم روایت می کنی
گر بگویم کاین نخستین موج آن دریاست، هست ۳
دیدی آخر کانتقام خستگان چون می کشند
آن که می گفتیم ما کامروز را فرداست، هست ۴
هم وفا هم خواهش ما هیچ پرسش عیب نیست
آن که می گفتی که خواهش در وفا بیجاست، هست ۵
باری از خود گو که چونی ور ز من پرسی بپرس
بخت ناسازست آری یار بی پرواست، هست ۶
خوی یارت را تو دانی ور نه از حسن و جمال
زلف عنبر بوست دارد عارض زیباست، هست ۷
صبر و آنگاه از تو پندارم نه حد آدمی ست
وین که می گویی به ظاهر گرم استغناست، هست ۸
با چنین عشقی که طوفان بلا می خوانیش
چون ببینی کان شکوه دلبری برجاست، هست ۹
رهگذارت را دل و جان همچنان فرش ست، هان
جلوه گاهت را ز جان بازان همان غوغاست، هست ۱۰
نظم و نثر شورش انگیزی که می باید بخواه
ای که می پرسی که غالب در سخن یکتاست، هست ۱۱
خامشیم اما اگر دانی که حق با ماست، هست ۱
این سخن حق بود و گاهی بر زبان ما نرفت
چون تو خود گفتی که خوبان را دل از خاراست، هست ۲
دیده تا دل خون شدن کز غم روایت می کنی
گر بگویم کاین نخستین موج آن دریاست، هست ۳
دیدی آخر کانتقام خستگان چون می کشند
آن که می گفتیم ما کامروز را فرداست، هست ۴
هم وفا هم خواهش ما هیچ پرسش عیب نیست
آن که می گفتی که خواهش در وفا بیجاست، هست ۵
باری از خود گو که چونی ور ز من پرسی بپرس
بخت ناسازست آری یار بی پرواست، هست ۶
خوی یارت را تو دانی ور نه از حسن و جمال
زلف عنبر بوست دارد عارض زیباست، هست ۷
صبر و آنگاه از تو پندارم نه حد آدمی ست
وین که می گویی به ظاهر گرم استغناست، هست ۸
با چنین عشقی که طوفان بلا می خوانیش
چون ببینی کان شکوه دلبری برجاست، هست ۹
رهگذارت را دل و جان همچنان فرش ست، هان
جلوه گاهت را ز جان بازان همان غوغاست، هست ۱۰
نظم و نثر شورش انگیزی که می باید بخواه
ای که می پرسی که غالب در سخن یکتاست، هست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶ - تا به سویم نظر لطف «جمس تامسن » است
گوهر بعدی:شماره ۷۸ - به وادیی که در آن خضر را عصا خفته ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.