هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مضامینی مانند مرگ، امید، رنج، عشق، فقر، تقدیر و پرستش میپردازد. شاعر از دردهای زندگی و ناملایمات آن سخن میگوید، اما در عین حال به امید و عشق نیز اشاره دارد. تصاویر شعری مانند خاک رهگذر، ذرههای روزن دیوار، و مرغان آتشخوار به غنای اثر افزودهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند مرگ، فقر و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
شماره ۸۰ - ایمنیم از مرگ تا تیغت جراحت بار هست
ایمنیم از مرگ تا تیغت جراحت بار هست
روزی ناخورده ما در جهان بسیار هست ۱
ما و خاک رهگذر بر فرق عریان ریختن
گل کسی جوید که او را گوشه دستار هست ۲
پاره ای امیدوارستم، تکلف بر طرف
با همه بی التفاتی دردمند آزار هست ۳
بر سر کوی تو با مهرم به جنگ آرد همی
این هجوم ذره کاندر روزن دیوار هست ۴
در خموشی تابش روی عرقناکش نگر
تا چه ها هنگامه سرگرمی گفتار هست ۵
بینوایی بین که گر در کلبه ام باشد چراغ
بخت را نازم که با من دولت بیدار هست ۶
در پرستش سستم و در کامجویی استوار
پادشه را بنده کم خدمت پرخوار هست ۷
راز دیدنها مجوی و از شنیدنها مگوی
نقش ها در خامه و آهنگ ها در تار هست ۸
گر نموداری ست نقش سجده بر سیما دریغ
ور نشانمندی ست دوش خسته زنار هست ۹
دور باش از ریزه های استخوانم ای هما
کاین بساط دعوت مرغان آتشخوار هست ۱۰
کهنه نخل تازه از صرصر ز پا افتاده ام
خاکم ار کاوی هنوزم ریشه در گلزار هست ۱۱
باد برد آن گنج باد آورد و غالب را هنوز
ناله الماس پاش و چشم گوهربار هست ۱۲
روزی ناخورده ما در جهان بسیار هست ۱
ما و خاک رهگذر بر فرق عریان ریختن
گل کسی جوید که او را گوشه دستار هست ۲
پاره ای امیدوارستم، تکلف بر طرف
با همه بی التفاتی دردمند آزار هست ۳
بر سر کوی تو با مهرم به جنگ آرد همی
این هجوم ذره کاندر روزن دیوار هست ۴
در خموشی تابش روی عرقناکش نگر
تا چه ها هنگامه سرگرمی گفتار هست ۵
بینوایی بین که گر در کلبه ام باشد چراغ
بخت را نازم که با من دولت بیدار هست ۶
در پرستش سستم و در کامجویی استوار
پادشه را بنده کم خدمت پرخوار هست ۷
راز دیدنها مجوی و از شنیدنها مگوی
نقش ها در خامه و آهنگ ها در تار هست ۸
گر نموداری ست نقش سجده بر سیما دریغ
ور نشانمندی ست دوش خسته زنار هست ۹
دور باش از ریزه های استخوانم ای هما
کاین بساط دعوت مرغان آتشخوار هست ۱۰
کهنه نخل تازه از صرصر ز پا افتاده ام
خاکم ار کاوی هنوزم ریشه در گلزار هست ۱۱
باد برد آن گنج باد آورد و غالب را هنوز
ناله الماس پاش و چشم گوهربار هست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - ز من گسستی و پیوند مشکل افتاده ست
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - در بند تو چشم از دو جهان دوخته ای هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.