هوش مصنوعی:
این شعر از غالب، شاعر فارسیزبان، بیانگر درد عشق، رنجهای عاشقانه و فداکاری در راه معشوق است. شاعر از تیغ فراق، زبان بریده، و مرگ در راه عشق سخن میگوید و آرزو میکند که عشقش جاودانه بماند. همچنین، اشاراتی به طبیعت و نمادهایی مانند لاله و آتش دارد که بر عمق احساساتش تأکید میکنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات مانند «تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد» ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۱۶ - تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
شوخی ز حد گذشت زبانم بریده باد ۱
گر رفته ام ز کوی تو آسان نرفته ام
این قصه از زبان عزیزان شنیده باد ۲
مردن ز رازداری شوقم نجات داد
صد رنگ لاله زار ز خاکم دمیده باد ۳
نغزی و خودپسند ببینم چه می کنی؟
یارب به دهر همچو تویی آفریده باد ۴
بر روی و موی پرتو بینش نتافته ست
در عرض شوق دیده طلبکار دیده باد ۵
آتش به خانمان زده ای خواست صرصری
گفتم نسیم گفت به گلشن وزیده باد ۶
مرگم امان دهاد که از شوق برخورم
این شعله همچو خون به رگ خس دویده باد ۷
ذوقی ست همدمی به فغان بگذرم ز رشک
خار رهت به پای عزیزان خلیده باد ۸
چون دیده پای تا به سرم تشنه کسی ست
دل خون شواد و از بن هر مو چکیده باد ۹
غالب شراب قندی هندم کباب کرد
زین بعد باده های گوارا کشیده باد ۱۰
شوخی ز حد گذشت زبانم بریده باد ۱
گر رفته ام ز کوی تو آسان نرفته ام
این قصه از زبان عزیزان شنیده باد ۲
مردن ز رازداری شوقم نجات داد
صد رنگ لاله زار ز خاکم دمیده باد ۳
نغزی و خودپسند ببینم چه می کنی؟
یارب به دهر همچو تویی آفریده باد ۴
بر روی و موی پرتو بینش نتافته ست
در عرض شوق دیده طلبکار دیده باد ۵
آتش به خانمان زده ای خواست صرصری
گفتم نسیم گفت به گلشن وزیده باد ۶
مرگم امان دهاد که از شوق برخورم
این شعله همچو خون به رگ خس دویده باد ۷
ذوقی ست همدمی به فغان بگذرم ز رشک
خار رهت به پای عزیزان خلیده باد ۸
چون دیده پای تا به سرم تشنه کسی ست
دل خون شواد و از بن هر مو چکیده باد ۹
غالب شراب قندی هندم کباب کرد
زین بعد باده های گوارا کشیده باد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - به بند پرسش حالم نمی توان افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.