هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق و عاشقانه، شکایت از ناملایمات زندگی، و تأمل در مورد مفاهیمی مانند عشق، رنج، و امید میپردازد. شاعر از عشق و هوس، رنج و عتاب، و امیدواری در میان سختیها سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و عتاب نیاز به درک و تجربه بیشتری دارند.
شماره ۱۴۱ - تا کیم دود شکایت ز بیان برخیزد
تا کیم دود شکایت ز بیان برخیزد
بزن آتش که شنیدن ز میان برخیزد ۱
می رمی از من و خلقی به گمانست ز تو
بی محابا شو و بنشین که گمان برخیزد ۲
گر دهم شرح عتابی که به دلها داری
دود از کارگه شیشه گران برخیزد ۳
با قدت سرو چو شخصی ست که ناگه یکبار
بیخود از جا ز هجوم خفقان برخیزد ۴
به چه گیرند عیار هوس و عشق دگر
رسم بیداد مبادا ز جهان برخیزد ۵
کشته دعوی پیدایی خویشیم همه
وای گر پرده ازین راز نهان برخیزد ۶
زینهار از تعب دوزخ جاوید مترس
خوش بهاری ست کزو بیم خزان برخیزد ۷
ناله برخاست دم جستن از آتش ز سپند
کو شگرفی که چو ما از سر جان برخیزد ۸
جزوی از عالمم و از همه عالم بیشم
همچو مویی که بتان را ز میان برخیزد ۹
عمرها چرخ بگردد که جگر سوخته ای
چون من از دوده آذرنفسان برخیزد ۱۰
گر دهم شرح ستمهای عزیزان غالب
رسم امید همانا ز جهان برخیزد ۱۱
بزن آتش که شنیدن ز میان برخیزد ۱
می رمی از من و خلقی به گمانست ز تو
بی محابا شو و بنشین که گمان برخیزد ۲
گر دهم شرح عتابی که به دلها داری
دود از کارگه شیشه گران برخیزد ۳
با قدت سرو چو شخصی ست که ناگه یکبار
بیخود از جا ز هجوم خفقان برخیزد ۴
به چه گیرند عیار هوس و عشق دگر
رسم بیداد مبادا ز جهان برخیزد ۵
کشته دعوی پیدایی خویشیم همه
وای گر پرده ازین راز نهان برخیزد ۶
زینهار از تعب دوزخ جاوید مترس
خوش بهاری ست کزو بیم خزان برخیزد ۷
ناله برخاست دم جستن از آتش ز سپند
کو شگرفی که چو ما از سر جان برخیزد ۸
جزوی از عالمم و از همه عالم بیشم
همچو مویی که بتان را ز میان برخیزد ۹
عمرها چرخ بگردد که جگر سوخته ای
چون من از دوده آذرنفسان برخیزد ۱۰
گر دهم شرح ستمهای عزیزان غالب
رسم امید همانا ز جهان برخیزد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - گرسنه به که برآید ز فاقه جانش و لرزد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - نگاهش ار به سر نامه وفا ریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.