هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از استعارههای زیبا مانند شمع، گل و طبیعت، به بیان احساسات عمیق عاشقانه و رنجهای عاشق میپردازد. شاعر از عشق و فراق سخن میگوید و از دردها و رنجهای ناشی از آن با تصاویر شاعرانه یاد میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۲۶ - تا تف شوق تو انداخته جان در تن شمع
تا تف شوق تو انداخته جان در تن شمع
شرر از رشته خویش ست به پیراهن شمع ۱
جان به ناموس دهی چند فراهم شده اند
ور نه خود با تو چه بوده ست رگ گردن شمع؟ ۲
مجمعی از دل و جانست به گرد در دوست
توده ای از پر و بال ست به پیرامن شمع ۳
روزم از تیرگی آن وسوسه ریزد به نظر
که شب تار به هنگام فرو مردن شمع ۴
بی تو از خویش چه گویم که به بزم طربم
پرده گوش گل افگار شد از شیون شمع ۵
نازم آن حسن که در جلوه ز شهرت باشد
خاطرآشوب گل و قاعده برهمزن شمع ۶
برنتابد ز بتان جلوه گرفتار کسی
صبح را کرده هواداری گل دشمن شمع ۷
می گدازم نفسی بی شرر و شعله و دود
داغ آن سوز نهانم که نباشد فن شمع ۸
وقت آرایش ایوان بهارست که باز
کوه از جوش گل و لاله بود معدن شمع ۹
غالب از هستی خویش ست عذابی که مراست
هم ز خود خار غم آویخته در دامن شمع ۱۰
شرر از رشته خویش ست به پیراهن شمع ۱
جان به ناموس دهی چند فراهم شده اند
ور نه خود با تو چه بوده ست رگ گردن شمع؟ ۲
مجمعی از دل و جانست به گرد در دوست
توده ای از پر و بال ست به پیرامن شمع ۳
روزم از تیرگی آن وسوسه ریزد به نظر
که شب تار به هنگام فرو مردن شمع ۴
بی تو از خویش چه گویم که به بزم طربم
پرده گوش گل افگار شد از شیون شمع ۵
نازم آن حسن که در جلوه ز شهرت باشد
خاطرآشوب گل و قاعده برهمزن شمع ۶
برنتابد ز بتان جلوه گرفتار کسی
صبح را کرده هواداری گل دشمن شمع ۷
می گدازم نفسی بی شرر و شعله و دود
داغ آن سوز نهانم که نباشد فن شمع ۸
وقت آرایش ایوان بهارست که باز
کوه از جوش گل و لاله بود معدن شمع ۹
غالب از هستی خویش ست عذابی که مراست
هم ز خود خار غم آویخته در دامن شمع ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۵ - شادم که بر انکار من شیخ و برهمن گشته جمع
گوهر بعدی:شماره ۲۲۷ - به خون تپم به سر رهگذر دروغ دروغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.