هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دیوانگی، وصل و هجران، و زیبایی معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند چشم آهو، طفل بدخو، و پری رو، احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی را بیان میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند تسلیم، عشق الهی، و رازآلودگی زیبایی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۳۱ - ز مجنون پرس اگر خواهی سراغ چشم آهو را
ز مجنون پرس اگر خواهی سراغ چشم آهو را
دل دیوانه می داند نگاه طفل بدخو را ۱
ز فکر روز محشر صبحدم آسوده برخیزد
اگر بیند کسی در خواب آن چشم سخنگو را ۲
سری در پیش افکن یک نفس پاس دم خود دار
که اهل دل کنند آیینهٔ خود چشم زانو را ۳
جهان دیوانه می گردد چو از رخ پرده بردارد
که من خود دیده می گویم صفات آن پری رو را ۴
اگر خواهی که یک دم در حریم وصل ره یابی
شعار خویشتن کن چون کبوتر ذکر یاهو را ۵
پی تسخیر ملک دل به شمشیر احتیاجش نیست
برای حرمت خورشید خم کرده است ابرو را ۶
بسا اعجاز، خوبان را درون پرده می باشد
که یوسف بیشتر دارد درون پیرهن بو را ۷
تو را سرو قدش در بر چرا زاهد فغان داری
چو قمری برده ای بر آسمان آهنگ کوکو را ۸
نهان کردی به زیر زلف، خال عنبرافشان را
چه بهتر زان که در زنجیر داری پای هندو را ۹
ندارد غنچهٔ دل بیش از این تاب گرفتاری
صبا را گو که بگشاید ز هم آن جعد گیسو را ۱۰
سعیدا در حریم وصل با او خلوتی داری
نمی ترسی که غمازی خبر سازد سگ کو را؟ ۱۱
دل دیوانه می داند نگاه طفل بدخو را ۱
ز فکر روز محشر صبحدم آسوده برخیزد
اگر بیند کسی در خواب آن چشم سخنگو را ۲
سری در پیش افکن یک نفس پاس دم خود دار
که اهل دل کنند آیینهٔ خود چشم زانو را ۳
جهان دیوانه می گردد چو از رخ پرده بردارد
که من خود دیده می گویم صفات آن پری رو را ۴
اگر خواهی که یک دم در حریم وصل ره یابی
شعار خویشتن کن چون کبوتر ذکر یاهو را ۵
پی تسخیر ملک دل به شمشیر احتیاجش نیست
برای حرمت خورشید خم کرده است ابرو را ۶
بسا اعجاز، خوبان را درون پرده می باشد
که یوسف بیشتر دارد درون پیرهن بو را ۷
تو را سرو قدش در بر چرا زاهد فغان داری
چو قمری برده ای بر آسمان آهنگ کوکو را ۸
نهان کردی به زیر زلف، خال عنبرافشان را
چه بهتر زان که در زنجیر داری پای هندو را ۹
ندارد غنچهٔ دل بیش از این تاب گرفتاری
صبا را گو که بگشاید ز هم آن جعد گیسو را ۱۰
سعیدا در حریم وصل با او خلوتی داری
نمی ترسی که غمازی خبر سازد سگ کو را؟ ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - خط یاقوت لعلش تا نمود آن مصحف رو را
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - راه رفتن کس نفرماید ز پا افتاده را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.