خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عشق الهی، ناپایداری دنیا، غفلت انسانها، و وابستگی به مادیات میپردازد. شاعر از زیباییهای جهان و عشق به معشوق ازلی سخن میگوید و در عین حال، از غفلت انسانها و دلبستگیهای بیثبات دنیوی ابراز تاسف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۰ - آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
هر دلبر زمانه هم اغیار عالم است ۱
چشمی که وا ز کثرت غفلت نمی شود
تا روز حشر دیدهٔ پندار عالم است ۲
نازم به آن بتی که به هر پا گذاشتن
صد گام پیش از پی آزار عالم است ۳
در قید ماست عالم و ما حظ نمی کنیم
ای وای بر کسی که گرفتار عالم است ۴
هر ذره ای ز مهر رخش رقص می کند
کافر بود کسی که در انکار عالم است ۵
گردون، متاع کینه فروشد به مشتری
روزی که مهر بر سر بازار عالم است ۶
چشم گدا به این همه تنگی و خیرگی
سیری ندیده، سیر ز دیدار عالم است ۷
منت ز آب و گل نکشد دل چو شد خراب
کاین خانه بی نیاز ز معمار عالم است ۸
در آفتاب حشر سعیدا چه می کند
آن کس که سایه پرور دیوار عالم است؟ ۹
هر دلبر زمانه هم اغیار عالم است ۱
چشمی که وا ز کثرت غفلت نمی شود
تا روز حشر دیدهٔ پندار عالم است ۲
نازم به آن بتی که به هر پا گذاشتن
صد گام پیش از پی آزار عالم است ۳
در قید ماست عالم و ما حظ نمی کنیم
ای وای بر کسی که گرفتار عالم است ۴
هر ذره ای ز مهر رخش رقص می کند
کافر بود کسی که در انکار عالم است ۵
گردون، متاع کینه فروشد به مشتری
روزی که مهر بر سر بازار عالم است ۶
چشم گدا به این همه تنگی و خیرگی
سیری ندیده، سیر ز دیدار عالم است ۷
منت ز آب و گل نکشد دل چو شد خراب
کاین خانه بی نیاز ز معمار عالم است ۸
در آفتاب حشر سعیدا چه می کند
آن کس که سایه پرور دیوار عالم است؟ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - صافیدلی چو آینه در این زمان کم است
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - آن که نامش جان جانان است آن جانان ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.