هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه به توصیف معشوق و زیباییهای او میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند سرو، تیر مژگان، آب حیات، و گلزار، زیباییهای جسمانی و روحانی معشوق را ستایش میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، فتنه، و قربانی شدن در راه عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۳۹۵ - من و آن قامت شوخی که در هنگام جولانش
من و آن قامت شوخی که در هنگام جولانش
نشاند سرو را در خاک، اول تیر مژگانش ۱
به هنگام تبسم معجزانگیز است آن لب ها
که گویا می چکد آب حیات از لعل خندانش ۲
چه بی رحم است چشم فتنه انگیز کماندارش
که خون خشم می جوشد چو دل از نیش پیکانش ۳
بسان [جسم] آخر روح او هم خاک خواهد شد
که از تن پروری ها استراحت می کند جانش ۴
چه گلزاری است حسن او که هر شب در نگهبانی
برون برگ گل و چشم است شبنم در گلستانش ۵
چه گنجانش که یوسف را دهم نسبت به آن بدخو
زند سرپنجه ها با دست بیضا خاک دامانش ۶
غزالان کرده اند امروز ترک خوش نگاهی را
هنوز از خواب واناگشته چشم سرمه افشانش ۷
صفای خاطر او را چو گل منکر که می گردد
دل پاکش نمایان است از چاک گریبانش ۸
که را صبری که جان آید به لب و آن گه شود قربان
سعیدا می شوم من پیشتر از روح قربانش ۹
نشاند سرو را در خاک، اول تیر مژگانش ۱
به هنگام تبسم معجزانگیز است آن لب ها
که گویا می چکد آب حیات از لعل خندانش ۲
چه بی رحم است چشم فتنه انگیز کماندارش
که خون خشم می جوشد چو دل از نیش پیکانش ۳
بسان [جسم] آخر روح او هم خاک خواهد شد
که از تن پروری ها استراحت می کند جانش ۴
چه گلزاری است حسن او که هر شب در نگهبانی
برون برگ گل و چشم است شبنم در گلستانش ۵
چه گنجانش که یوسف را دهم نسبت به آن بدخو
زند سرپنجه ها با دست بیضا خاک دامانش ۶
غزالان کرده اند امروز ترک خوش نگاهی را
هنوز از خواب واناگشته چشم سرمه افشانش ۷
صفای خاطر او را چو گل منکر که می گردد
دل پاکش نمایان است از چاک گریبانش ۸
که را صبری که جان آید به لب و آن گه شود قربان
سعیدا می شوم من پیشتر از روح قربانش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۴ - اگر چون خضر می بخشند جان را بر شهیدانش
گوهر بعدی:شماره ۳۹۶ - دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.