هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از یوسف و زیباییهای او سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از چاه زنخدان، خم زلف پریشان، و دیگر عناصر برای توصیف زیباییهای معشوق استفاده میکند و در نهایت به عشق و دلباختگی خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم عمیق موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۴۶۸ - یوسف از حلقه به گوشان تو دیدم گفتم
یوسف از حلقه به گوشان تو دیدم گفتم
آنچه در چاه زنخدان تو دیدم گفتم ۱
کفر را باعث جمعیت ایمان در خواب
چون خم زلف پریشان تو دیدم گفتم ۲
با صبا عزم سفر تا سر کویش دارم
هر که از خانه به دوشان تو دیدم گفتم ۳
نیست لایق که نشینی تو به چشم همه خلق
آنچه در مرتبه [و] شأن تو دیدم گفتم ۴
نسبتی نیست شکر را به لب شیرینش
[طوطیی] در شکرستان تو دیدم گفتم ۵
از کمند تو رها یافته در عالم نیست
آسمان را ز اسیران تو دیدم گفتم ۶
دل خون بستهٔ من نیشتری می خواهد
از دل خویش به مژگان تو دیدم گفتم ۷
در کتاب دل صدپاره سعیدا امروز
غزل لایق دیوان تو دیدم گفتم ۸
آنچه در چاه زنخدان تو دیدم گفتم ۱
کفر را باعث جمعیت ایمان در خواب
چون خم زلف پریشان تو دیدم گفتم ۲
با صبا عزم سفر تا سر کویش دارم
هر که از خانه به دوشان تو دیدم گفتم ۳
نیست لایق که نشینی تو به چشم همه خلق
آنچه در مرتبه [و] شأن تو دیدم گفتم ۴
نسبتی نیست شکر را به لب شیرینش
[طوطیی] در شکرستان تو دیدم گفتم ۵
از کمند تو رها یافته در عالم نیست
آسمان را ز اسیران تو دیدم گفتم ۶
دل خون بستهٔ من نیشتری می خواهد
از دل خویش به مژگان تو دیدم گفتم ۷
در کتاب دل صدپاره سعیدا امروز
غزل لایق دیوان تو دیدم گفتم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۷ - رخ تو دیدم و در عالم دگر رفتم
گوهر بعدی:شماره ۴۶۹ - هدف برای خدنگ تو جان خود بردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.