خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عبادت و ترس از عادت به آن میگوید، از جستوجوی حقیقت وجود و وحدت در کثرت سخن میراند، و از رنجها و عشقهایش مینالد. او به قدرت حق و صنعتش اشاره میکند و از خدمت به دور قیامت سخن میگوید. در نهایت، از دلهای شکسته و نصیحتهایش میگوید و به استغنا و همت اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین دشوار است. همچنین، برخی از عبارات مانند 'اشک خونآلوده' و 'روزیم خون جگر شد' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۴۹۷ - گاه چون ظاهرپرستانش عبادت می کنم
گاه چون ظاهرپرستانش عبادت می کنم
لیک از آن بسیار می ترسم که عادت می کنم ۱
من ز موجودات تحقیق وجودش کرده ام
سیر وحدت را نهان در عین کثرت می کنم ۲
می کنم دل را به مژگان سیاهی روبرو
ساده بود این لوح پیش از این، منبت می کنم ۳
می فشانم اشک خون آلوده بر خاک درش
از برای مردم بیمار شربت می کنم ۴
می تراشم هر زمان از دل بتی کو آذری
تا ببیند قدرت حق را چه صنعت می کنم؟ ۵
می توانم دل ز نیش خنجرش گیرم به زور
در میان جان است با آن من مروت می کنم ۶
ساقیا گر عمر باشد نذر کردم بعد از این
خدمت این دور تا دور قیامت می کنم ۷
روزیم خون جگر شد بر سر این کو مدام
می دهم دل را دل و راضی به قسمت می کنم ۸
گه روم خود، گه رود دل، گه رود جان بر درش
من حریفم پاسبانی را به نوبت می کنم ۹
این دل غمدیده را از رفتن بیجا بسی
گاه وحشت گه شکایت گه نصیحت می کنم ۱۰
گر ز زلفش حلقه ای افتد سعیدا در کفم
حلقه ها در گوش استغنا و همت می کنم ۱۱
لیک از آن بسیار می ترسم که عادت می کنم ۱
من ز موجودات تحقیق وجودش کرده ام
سیر وحدت را نهان در عین کثرت می کنم ۲
می کنم دل را به مژگان سیاهی روبرو
ساده بود این لوح پیش از این، منبت می کنم ۳
می فشانم اشک خون آلوده بر خاک درش
از برای مردم بیمار شربت می کنم ۴
می تراشم هر زمان از دل بتی کو آذری
تا ببیند قدرت حق را چه صنعت می کنم؟ ۵
می توانم دل ز نیش خنجرش گیرم به زور
در میان جان است با آن من مروت می کنم ۶
ساقیا گر عمر باشد نذر کردم بعد از این
خدمت این دور تا دور قیامت می کنم ۷
روزیم خون جگر شد بر سر این کو مدام
می دهم دل را دل و راضی به قسمت می کنم ۸
گه روم خود، گه رود دل، گه رود جان بر درش
من حریفم پاسبانی را به نوبت می کنم ۹
این دل غمدیده را از رفتن بیجا بسی
گاه وحشت گه شکایت گه نصیحت می کنم ۱۰
گر ز زلفش حلقه ای افتد سعیدا در کفم
حلقه ها در گوش استغنا و همت می کنم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۶ - من نه آنم که زنم ساز و به خود گریه کنم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۸ - همچو گل راز درون خود نمایان می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.