هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، اشتیاق و وابستگی به دیگری سخن میگوید. شاعر از دیدن معشوق، رنج دوری و تأثیر او در زندگی خود میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند تقدیر، صبر و رضایت به خداوند دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی آن نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارد.
شماره ۵۷۰ - دیده بیرون شده از پرده به دیدار کسی
دیده بیرون شده از پرده به دیدار کسی
جان به لب آمده از لعل شکربار کسی ۱
همچو تصویر نیم زنده ولیکن دارم
چشم در راه کسی پشت به دیوار کسی ۲
نرگس از چشم و گل از دست کسی افتاده است
سنبل آویخته از طرهٔ طرار کسی ۳
هر چه دیدیم ز جایی به ظهور آمده است
خار از پای کسی، سرو ز رفتار کسی ۴
خواجه خود درد دل بندهٔ خود می داند
نیست در پیش کسی حاجت اظهار کسی ۵
به غلط کی به سرچشمهٔ حیوان می رفت
خضر می بود اگر تشنهٔ دیدار کسی؟ ۶
عمرها شد که در این دایره سرگردانند
ماه مشتاق کسی، مهر طلبکار کسی ۷
در جهان هر که به شغلی است سعیدا مأمور
تو میاویز به عیب و هنر و کار کسی ۸
جان به لب آمده از لعل شکربار کسی ۱
همچو تصویر نیم زنده ولیکن دارم
چشم در راه کسی پشت به دیوار کسی ۲
نرگس از چشم و گل از دست کسی افتاده است
سنبل آویخته از طرهٔ طرار کسی ۳
هر چه دیدیم ز جایی به ظهور آمده است
خار از پای کسی، سرو ز رفتار کسی ۴
خواجه خود درد دل بندهٔ خود می داند
نیست در پیش کسی حاجت اظهار کسی ۵
به غلط کی به سرچشمهٔ حیوان می رفت
خضر می بود اگر تشنهٔ دیدار کسی؟ ۶
عمرها شد که در این دایره سرگردانند
ماه مشتاق کسی، مهر طلبکار کسی ۷
در جهان هر که به شغلی است سعیدا مأمور
تو میاویز به عیب و هنر و کار کسی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۹ - دلم ربوده بت ماهری به عیاری
گوهر بعدی:شماره ۵۷۱ - شد زمین تکیه گاه درویشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.