هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از حافظ، با استفاده از استعاره‌های شراب و میخانه، به مفاهیمی مانند عشق الهی، تسلیم در برابر حق، و رسیدن به یقین می‌پردازد. شاعر از ساقی (نمادی از خدا یا پیر راهنما) می‌خواهد که جام رها کند و خم شراب بیاورد، اشاره به نیاز روح به معرفت و مستی معنوی. او همچنین به داستان منصور حلاج و جمله «اناالحق» اشاره می‌کند که نماد فنا در حق است. در نهایت، شاعر توصیه می‌کند که در راه تحقیق و یقین، مانند مستان حقیقی رفتار شود اما ظواهر را نباید ملاک قرار داد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با نمادهای ادبیات عرفانی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نیاز به توضیح داشته باشد.

شماره ۳۸۱ - هر که هشیار درین دیر مغانش مگذار

هر که هشیار درین دیر مغانش مگذار
سر تسلیم ندارد، سرش از تن بردار ۱

من همان لحظه بدریای یقین تو رسم
که دلم ابر کرم گردد و چشمم در بار ۲

ساقی، از روز ازل بنده مسکین توایم
دفع مخموری ما جام رها کن، خم آر ۳

هر کسی را ز شرابات خدا بخش رسید
زاهد آمد که: مرا بخش ولیکن خروار ۴

هر که منصور شد، او جام «انالحق » برداشت
چون تو منصور شدی جام «انالحق » بردار ۵

گر ز مستان حقی، در ره تحقیق و یقین
باده می نوش ولی کاسه مستان مشمار ۶

قاسمی، در دو جهان بر خور از آن یار نکو
تا نهم نام تو در هر دو جهان برخوردار ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸۰ - منم و عشق سرکش عیار
گوهر بعدی:شماره ۳۸۲ - اگرچه خسرو عالم شوی و گر فغفور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.