هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق او را از عقل و جان جدا کرده است. شاعر معشوق را مقصود اصلی عالم می‌داند و از مستی عشق و شوق سخن می‌گوید. همچنین، او ابراز می‌کند که حتی اگر هزار بار شکسته شود، باز هم به سوی معشوق خواهد گریخت.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و شور عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۶۳۰ - تو همچو عقل شریفی و همچو روح عزیزی

تو همچو عقل شریفی و همچو روح عزیزی
«فداک عقلی و روحی » ندانمت که چه چیزی؟ ۱

مرا هوای تو از عقل و جان ربود، چه گویم؟
بجانب تو گریزم بهر طرف که گریزی ۲

تویی مقاصد عالم، یقین بدان و«فألزم »
تمیز راه عیان شد، اگر ز اهل تمیزی ۳

برغم خویش تو مستی، برو که دوری ازین در
نه مست جام خدایی ولیک مست قمیزی ۴

بیا بمجلس مستان، بروی عشق نظر کن
هزار جان متحیر، چه جای عقل غریزی؟ ۵

ز جام شوق و محبت خبر نداری و مستی
نه مست باده شوقی، که مست جوز و مویزی ۶

هوای عشق تو دارم، بهر طرف که رخ آرم
ولی بگفت نیاید، که نیک تندی و تیزی ۷

ز ذره های من آید هوای مهر و محبت
اگر تو خاک مرا صد هزار بار ببیزی ۸

ز خاک کوی تو قاسم بجانبی نگریزد
هزار بار اگر خون من بخاک بریزی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۲۹ - اگر ز مصر جهانی و گر ز تبریزی
گوهر بعدی:شماره ۶۳۱ - تا سر الهی ز ملاهی نشناسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.