هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات عمیق، رازها، اضطرابها و امیدهای شاعر میپردازد. شاعر از زیبایی معشوق، رنجهای عشق، و امید به رهایی سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند صبر، عشق الهی، و روشنایی درونی در آن مشهود است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴۳ - شمع راز من ز سیمای نگفتن روشن است
شمع راز من ز سیمای نگفتن روشن است
اضطرابم از شکوه آرمیدن روشن است ۱
ای نقاب عارضت دلکش تر از دیدارها
شوخی حسن تو در چشم نهفتن روشن است ۲
خار خشکم را خیال شبنمی سازد بهار
همت دریا جوانمرد است بر من روشن است ۳
آفتاب بی زوال بی نیازی ذره ای است
ابر اگر گیرد فلک را چشم روزن روشن است ۴
پیچ و تاب انتقام دل فراموشی بس است
جوهر شمشیر کین ما به دشمن روشن است ۵
سیر چشمان را بخیلان راحت جان خوانده اند
از نسیم ما چراغ عیش گلشن روشن است ۶
هر چراغی کز غبار شهرت حاتم فروخت
بی نیازان تو را از باد دامن روشن است ۷
پرتو نور چراغ دل به صبحی می کشد
شمع اگر خضر است تا هنگام مردن روشن است ۸
شیشه ام را از گداز کوره دل ساختند
راز سنگ خاره در آیینه من روشن است ۹
شبچراغ دیده بیدار دارم چون اسیر
از دل شبها فروغ گوهر من روشن است ۱۰
اضطرابم از شکوه آرمیدن روشن است ۱
ای نقاب عارضت دلکش تر از دیدارها
شوخی حسن تو در چشم نهفتن روشن است ۲
خار خشکم را خیال شبنمی سازد بهار
همت دریا جوانمرد است بر من روشن است ۳
آفتاب بی زوال بی نیازی ذره ای است
ابر اگر گیرد فلک را چشم روزن روشن است ۴
پیچ و تاب انتقام دل فراموشی بس است
جوهر شمشیر کین ما به دشمن روشن است ۵
سیر چشمان را بخیلان راحت جان خوانده اند
از نسیم ما چراغ عیش گلشن روشن است ۶
هر چراغی کز غبار شهرت حاتم فروخت
بی نیازان تو را از باد دامن روشن است ۷
پرتو نور چراغ دل به صبحی می کشد
شمع اگر خضر است تا هنگام مردن روشن است ۸
شیشه ام را از گداز کوره دل ساختند
راز سنگ خاره در آیینه من روشن است ۹
شبچراغ دیده بیدار دارم چون اسیر
از دل شبها فروغ گوهر من روشن است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۲ - بزم حیرت را چراغ از دیده ما روشن است
گوهر بعدی:شماره ۲۴۴ - کی در صفا چو تیغ تواش سینه روشن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.