هوش مصنوعی:
این متن از عطار نیشابوری، شاعر و عارف ایرانی، بیانگر مفاهیم عرفانی و فلسفی است. شاعر از خرابات (محل عرفانی) سخن میگوید که در آنجا خانه گرفتن صواب است و در آنجا حقایق عالم آشکار میشود. او تأکید میکند که عقل در این راه ناتوان است و تنها عشق و شهود میتوانند راهگشا باشند. شاعر از درد و رنج عارفان و جوانمردان دین سخن میگوید و بیان میکند که شرح این مفاهیم دشوار است و گاهی سکوت بهترین پاسخ است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج عارفان ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۷ - تو را در ره خراباتی خراب است
تو را در ره خراباتی خراب است
گر آنجا خانهای گیری صواب است ۱
بگیر آن خانه تا ظاهر ببینی
که خلق عالم و عالم سراب است ۲
در آن خانه تو را یکسان نماید
جهانی گر پر آتش گر پر آب است ۳
خراباتی است بیرون از دو عالم
دو عالم در بر آن همچو خواب است ۴
ببین کز بوی درد آن خرابات
فلک را روز و شب چندین شتاب است ۵
به آسانی نیابی سر این کار
که کاری سخت و سری تنک یاب است ۶
به عقل این راه مسپر کاندرین راه
جهانی عقل چون خر در خلاب است ۷
مثال تو درین کنج خرابات
مثال سایهای در آفتاب است ۸
چگونه شرح آن گویم که جانم
ز عشق این سخن مست و خراب است ۹
اگر پرسی ز سر این سؤالی
چه گویم من که خاموشی جواب است ۱۰
برای جست و جوی این حقیقت
هزاران حلق در دام طناب است ۱۱
ز درد این سخن پیران ره را
محاسنها به خون دل خضاب است ۱۲
جوانمردان دین را زین مصیبت
جگرها تشنه و دلها کباب است ۱۳
ز شرح این سخن وز خجلت خویش
دل عطار در صد اضطراب است ۱۴
گر آنجا خانهای گیری صواب است ۱
بگیر آن خانه تا ظاهر ببینی
که خلق عالم و عالم سراب است ۲
در آن خانه تو را یکسان نماید
جهانی گر پر آتش گر پر آب است ۳
خراباتی است بیرون از دو عالم
دو عالم در بر آن همچو خواب است ۴
ببین کز بوی درد آن خرابات
فلک را روز و شب چندین شتاب است ۵
به آسانی نیابی سر این کار
که کاری سخت و سری تنک یاب است ۶
به عقل این راه مسپر کاندرین راه
جهانی عقل چون خر در خلاب است ۷
مثال تو درین کنج خرابات
مثال سایهای در آفتاب است ۸
چگونه شرح آن گویم که جانم
ز عشق این سخن مست و خراب است ۹
اگر پرسی ز سر این سؤالی
چه گویم من که خاموشی جواب است ۱۰
برای جست و جوی این حقیقت
هزاران حلق در دام طناب است ۱۱
ز درد این سخن پیران ره را
محاسنها به خون دل خضاب است ۱۲
جوانمردان دین را زین مصیبت
جگرها تشنه و دلها کباب است ۱۳
ز شرح این سخن وز خجلت خویش
دل عطار در صد اضطراب است ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۵۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶ - تا آفتاب روی تو مشکین نقاب بست
گوهر بعدی:غزل ۳۸ - چون به اصل اصل در پیوسته بیتو جان توست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.