هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق عمیق و شیدایی شاعر به معشوق است. شاعر از درد فراق و عشق سخن میگوید و احساسات خود را با اشک و خون توصیف میکند. او عشق را دین خود میداند و حتی اگر این عشق کفرآمیز باشد، برایش مقدس است. شاعر در این مسیر، از دنیا و مردم رویگردان شده و تنها به معشوق میاندیشد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۹ - کم شدن در کم شدن دین من است
کم شدن در کم شدن دین من است
نیستی در هستی آیین من است ۱
حال من خود در نمیآید به نطق
شرح حالم اشک خونین من است ۲
کار من با خلق آمد پشت و روی
کافرین خلق نفرین من است ۳
تا پیاده میروم در کوی دوست
سبز خنگ چرخ در زین من است ۴
از درش گردی که آرد باد صبح
سرمهٔ چشم جهانبین من است ۵
چون به یک دم صد جهان از پس کنم
بنگرم گام نخستین من است ۶
من چرا گرد جهان گردم چو دوست
در میان جان شیرین من است ۷
ماهرویا عشق تو گر کافری است
این چنین صد کافری دین من است ۸
گر بسوزم زآتش عشقت رواست
کآتش عشق تو تسکین من است ۹
تا دل عطار خونین شد ز عشق
خاک بستر خشت بالین من است ۱۰
نیستی در هستی آیین من است ۱
حال من خود در نمیآید به نطق
شرح حالم اشک خونین من است ۲
کار من با خلق آمد پشت و روی
کافرین خلق نفرین من است ۳
تا پیاده میروم در کوی دوست
سبز خنگ چرخ در زین من است ۴
از درش گردی که آرد باد صبح
سرمهٔ چشم جهانبین من است ۵
چون به یک دم صد جهان از پس کنم
بنگرم گام نخستین من است ۶
من چرا گرد جهان گردم چو دوست
در میان جان شیرین من است ۷
ماهرویا عشق تو گر کافری است
این چنین صد کافری دین من است ۸
گر بسوزم زآتش عشقت رواست
کآتش عشق تو تسکین من است ۹
تا دل عطار خونین شد ز عشق
خاک بستر خشت بالین من است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۷۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸ - چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است
گوهر بعدی:غزل ۹۰ - عشق تو ز اختیار بیرون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.