هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق، عرفان، رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به حقیقت اشاره دارد. شاعر از رهایی از ظواهر دینی و رسیدن به عشق حقیقی سخن میگوید و از مفاهیمی مانند قلندری، خرابات، و عشق الهی استفاده میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از قید و بندهای دینی و اجتماعی نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۱۹۰ - بار دگر پیر ما رخت به خمار برد
بار دگر پیر ما رخت به خمار برد
خرقه بر آتش بسوخت دست به زنار برد ۱
دین به تزویر خویش کرد سیهرو چنانک
بر سر میدان کفر گوی ز کفار برد ۲
نعرهٔ رندان شنید راه قلندر گرفت
کیش مغان تازه کرد قیمت ابرار برد ۳
در بر دیندار دیر چست قماری بکرد
دین نود ساله را از کف دیندار برد ۴
درد خرابات خورد ذوق می عشق یافت
عشق برو غلبه کرد عقل به یکبار برد ۵
چون می تحقیق خورد در حرم کبریا
پای طبیعت ببست دست به اسرار برد ۶
در صف عشاق شد پیشهوری پیشه کرد
پیشهوری شد چنانک رونق عطار برد ۷
خرقه بر آتش بسوخت دست به زنار برد ۱
دین به تزویر خویش کرد سیهرو چنانک
بر سر میدان کفر گوی ز کفار برد ۲
نعرهٔ رندان شنید راه قلندر گرفت
کیش مغان تازه کرد قیمت ابرار برد ۳
در بر دیندار دیر چست قماری بکرد
دین نود ساله را از کف دیندار برد ۴
درد خرابات خورد ذوق می عشق یافت
عشق برو غلبه کرد عقل به یکبار برد ۵
چون می تحقیق خورد در حرم کبریا
پای طبیعت ببست دست به اسرار برد ۶
در صف عشاق شد پیشهوری پیشه کرد
پیشهوری شد چنانک رونق عطار برد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۹ - اگر درمان کنم امکان ندارد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱ - آتش عشق آب کارم برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.