هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او از زلف معشوق و تأثیر آن بر دلش میگوید و بیان میکند که حتی یک اشاره کوچک از معشوق میتواند او را به وجد آورد. شاعر از شادی و هیجان ناشی از وصال معشوق و تأثیرات آن بر روح و جانش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد تا بتوان آن را به درستی درک و تفسیر کرد.
غزل ۲۳۶ - اگر ز زلف توام حلقهای به گوش رسد
اگر ز زلف توام حلقهای به گوش رسد
ز حلق من به سپهر نهم خروش رسد ۱
ز فرط شادی وصلش به قطع جان بدهم
اگر ز وصل توام مژدهای به گوش رسد ۲
در آن زمان همه خون دلم به جوش آید
که تو ز پس نگری زلف تو به دوش رسد ۳
ز زلف تو به دلم چون هزار تاب رسید
کنون چو بحر دلم را هزار جوش رسد ۴
نشستهام به خموشی رسیده جان بر لب
که یک شرابم از آن لعل سبزپوش رسد ۵
چو هست لعل لبت را هزار تنگ شکر
نیفتدت که نصیبی بدین خموش رسد ۶
اگر ز لعل توام یک شکر نصیب افتد
فرید مست به محشر شکر فروش رسد ۷
ز حلق من به سپهر نهم خروش رسد ۱
ز فرط شادی وصلش به قطع جان بدهم
اگر ز وصل توام مژدهای به گوش رسد ۲
در آن زمان همه خون دلم به جوش آید
که تو ز پس نگری زلف تو به دوش رسد ۳
ز زلف تو به دلم چون هزار تاب رسید
کنون چو بحر دلم را هزار جوش رسد ۴
نشستهام به خموشی رسیده جان بر لب
که یک شرابم از آن لعل سبزپوش رسد ۵
چو هست لعل لبت را هزار تنگ شکر
نیفتدت که نصیبی بدین خموش رسد ۶
اگر ز لعل توام یک شکر نصیب افتد
فرید مست به محشر شکر فروش رسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۵ - دل برای تو ز جان برخیزد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷ - بوی زلف یار آمد یارم اینک میرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.