هوش مصنوعی: این متن به مفهوم عشق و فنا در راه عشق الهی می‌پردازد. با استفاده از استعاره‌هایی مانند ذره و خورشید، بیان می‌کند که برای رسیدن به کمال و حقیقت، باید از خودگذشتگی کرد و مانند ذره در راه عشق فانی شد. عطار نیز در این مسیر، خود را کوچک و ناچیز می‌بیند و به فنا می‌رسد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.

غزل ۲۴۹ - در راه تو هر که راهبر شد

در راه تو هر که راهبر شد
هر لحظه به طبع خاک تر شد ۱

هر خاک که ذرهٔ قدم گشت
در عالم عشق تاج سر شد ۲

تا تو نشوی چو ذره ناچیز
نتوانی ازین قفس به در شد ۳

هر کو به وجود ذره آمد
فارغ ز وجود خیر و شر شد ۴

در هستی خود چو ذره گم گشت
ذاتی که ز عشق معتبر شد ۵

ذره ز که پرسد و چه پرسد
زیرا که ز خویش بی‌خبر شد ۶

خورشید ز خویش ذره‌ای دید
وآنگه به دهان شیر در شد ۷

گر ذرهٔ راه نیست خورشید
پیوسته چرا چنین به سر شد ۸

چون ذره کسی که پیشتر رفت
سرگشتهٔ راه بیشتر شد ۹

در عشق چو ذره شو که عشقش
بر آهن و سنگ کارگر شد ۱۰

بنمود نخست پردهٔ زلف
در پرده نشست و پرده در شد ۱۱

درداد ندا که همچو ذره
فانی صفتی که در سفر شد ۱۲

موی سر زلف ماش جاوید
همراهی کرد و راهبر شد ۱۳

عطار چو ذره تا فنا گشت
در دیدهٔ خویش مختصر شد ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۸ - یک شرر از عین عشق دوش پدیدار شد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۰ - چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.