هوش مصنوعی: این شعر از درد فراق و نبود یار می‌گوید. شاعر از تغییر یار و بی‌وفایی او شکایت دارد و از این که یار جدید، قدر یار قدیم را ندانسته، اظهار تاسف می‌کند. همچنین، شاعر از غربت و دوری از وطن نیز سخن می‌گوید و در نهایت، از نبودن فردی خاص در جمع دوستان ابراز تأسف می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی مانند فراق، بی‌وفایی، و حسرت، نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند.

شماره ۲۱۶ - یار رقیب شد به فسون یار من دریغ

یار رقیب شد به فسون یار من دریغ
جبرئیل گشت هم نفس اهرمن دریغ ۱

ای مدعی که جان تو باشد به تن دریغ
یار است با تو یار من از یار من دریغ ۲

عمری گذشت و یوسف من از وفا نکرد
یکبار یاد ساکن بیت الحزن دریغ ۳

با یار تازه عهد نوی بسته یار من
نشناخت قدر صحبت یار کهن دریغ ۴

بینم چگونه خلعت زیبای وصل یار؟
بر قامتی که آیدم از وی کفن دریغ ۵

بیهوده رفته ام سوی غربت ز غیرت آه
گر دیده ام جدا زوطن از وطن دریغ ۶

خوبان نشسته اند چو پروین به محفلم
آن مه (سحاب) نیست درین انجمن دریغ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - چون تو می خواهیم از خود به نگاهی قانع
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.