هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از زیبایی و تأثیرات عشق معشوق بر خود و دیگران صحبت میکند و احساسات عمیق خود را بیان میکند. شاعر از درد و رنج عشق نیز سخن میگوید و از معشوق میخواهد که او را یاری کند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم موجود در متن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۲۹۳ - روی تو کافتاب را ماند
روی تو کافتاب را ماند
آسمان را به سر بگرداند ۱
مرکب عشق تو چو برگذرد
خاک در چشم عقل افشاند ۲
هر که عکس لب تو میبیند
دهنش پهن باز میماند ۳
زلف شبرنگ و روی گلگونت
میکند هر جفا که بتواند ۴
گاه شبرنگ زلفت آن تازد
گاه گلگون عشقت این راند ۵
عشقت آتش فکند در جانم
این چنین آتشی که بنشاند ۶
خط خونین که مینویسم من
بر رخ چون زرم که برخواند ۷
پای تا سر چو ابر اشک شود
از غمم هر که حال من داند ۸
اوفتادم ز پای دستم گیر
آخر افتاده را که رنجاند ۹
دلم از زلف پیچ بر پیچت
یک سر موی سر نپیچاند ۱۰
گر دلم بستدی و دم دادی
آه من از تو داد بستاند ۱۱
هر که درماندهٔ تو شد نرهد
همچو عطار با تو درماند ۱۲
آسمان را به سر بگرداند ۱
مرکب عشق تو چو برگذرد
خاک در چشم عقل افشاند ۲
هر که عکس لب تو میبیند
دهنش پهن باز میماند ۳
زلف شبرنگ و روی گلگونت
میکند هر جفا که بتواند ۴
گاه شبرنگ زلفت آن تازد
گاه گلگون عشقت این راند ۵
عشقت آتش فکند در جانم
این چنین آتشی که بنشاند ۶
خط خونین که مینویسم من
بر رخ چون زرم که برخواند ۷
پای تا سر چو ابر اشک شود
از غمم هر که حال من داند ۸
اوفتادم ز پای دستم گیر
آخر افتاده را که رنجاند ۹
دلم از زلف پیچ بر پیچت
یک سر موی سر نپیچاند ۱۰
گر دلم بستدی و دم دادی
آه من از تو داد بستاند ۱۱
هر که درماندهٔ تو شد نرهد
همچو عطار با تو درماند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۲ - دلی کز عشق تو جان برفشاند
گوهر بعدی:غزل ۲۹۴ - عقل در عشق تو سرگردان بماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.