هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق یار و رنجهای عاطفی خود میگوید. او با دلِ پر از غم و چشمانی گریان به درگاه معشوق میرود، اما به جای ترحم، مورد بیمهری قرار میگیرد. سالها رنج کشیده و به دست دشمنان اسیر شده است. از ملامتگران میخواهد که دیگر او را نیازارند، زیرا از معشوق جدا افتاده و درمانده است. هرچند سعی میکند دل از غم معشوق بپردازد، اما باز هم به درگاه او بازمیگردد. در نهایت، از بیهودگی اندیشههایش آگاه میشود و به بلای عشق گرفتار میشود. حتی در خواب نیز وصل معشوق را میبیند، اما پس از بیداری، اثری از او نمییابد. تنگدلی او را چنان خسته کرده که از جان و جهان بیزار شده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق، درد فراق و رنجهای عشقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۴۶ - از سر سوز جگر بر در آن یار شدم
از سر سوز جگر بر در آن یار شدم
با دلی پر ز غم و دیده ی خونبار شدم ۱
گفتم از روی ترحّم جگر ریش مرا
مرهمی نه که به کام دل اغیار شدم ۲
سالها خون جگر خوردم و از دست غمش
هم اسیر ستم دشمن خوانخوار شدم ۳
ای ملامتگر ازین بیش میازار مرا
که من از دوست جدا از سر نار چار شدم ۴
گفتم از غصّه ی دلدار بپردازم دل
باز فریادکنان بر در دلدار شدم ۵
ترک اندیشه ی بیهوده نکردی ای دل
عاقبت تا به بلای تو گرفتار شدم ۶
دوش در خواب شدم دولت وصلش دیدم
وز خیالش اثری نیست چو بیدار شدم ۷
تنم از تنگی دل خسته چنان شد حّقا
که من از جان و جهان یکسره بیزار شدم ۸
با دلی پر ز غم و دیده ی خونبار شدم ۱
گفتم از روی ترحّم جگر ریش مرا
مرهمی نه که به کام دل اغیار شدم ۲
سالها خون جگر خوردم و از دست غمش
هم اسیر ستم دشمن خوانخوار شدم ۳
ای ملامتگر ازین بیش میازار مرا
که من از دوست جدا از سر نار چار شدم ۴
گفتم از غصّه ی دلدار بپردازم دل
باز فریادکنان بر در دلدار شدم ۵
ترک اندیشه ی بیهوده نکردی ای دل
عاقبت تا به بلای تو گرفتار شدم ۶
دوش در خواب شدم دولت وصلش دیدم
وز خیالش اثری نیست چو بیدار شدم ۷
تنم از تنگی دل خسته چنان شد حّقا
که من از جان و جهان یکسره بیزار شدم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴۵ - مهر روی خوب در جان باشدم
گوهر بعدی:شماره ۹۴۷ - دلم همچون سر زلفست در هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.