هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر درد فراق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از صبا می‌خواهد سلام او را به معشوق برساند و از غم فراق شکایت می‌کند. او از روزی سخن می‌گوید که بختش یاری کند و معشوق به او بازگردد. شاعر از عشق و وفا و کرم معشوق می‌گوید و در نهایت از او می‌خواهد که بر او رحم کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و غم نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۱۲۱ - ای صبا نیست به عالم چو قدش سرو روان

ای صبا نیست به عالم چو قدش سرو روان
تو برو وز من خاکیش سلامی برسان ۱

چون سلامش برسانی ز من خسته بگو
که مرا از غم ایام فراقت برهان ۲

یا رب آن شب چه شبی باشد و آن روز چه روز
که درآید ز در بخت من آن سرو روان ۳

آفتابست رخ روشن جان پرور تو
تا به کی ذرّه صفت از تو شوم سرگردان ۴

دل فکندم به بلای سر زلفت بازآی
تا کنم در سر کار تو سر و جان جهان ۵

بلبلا باد صبا گل ز تو بربود و برفت
چاره ای نیست بجز صبر برو قصّه مخوان ۶

گفتم آن دلبرم از روی کرم بازآید
واپس آمد چو بدیدیم همان بود همان ۷

بود در خاطر من کاو ز جفا برگردد
بر وفا و کرم دوست نه این بود گمان ۸

رحمتی بر من دلخسته کن ای بی رحمت
گر به دل دوست نداری تو بدارم به زبان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۰ - صبا برو تو پیامی ز من به یار رسان
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۲ - قدم نه شاه باز ما دمی در کوی درویشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.