هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با توصیف زیباییهای او مانند زلف، چشمان نیمهمست، و روی ماهگونهاش، عشق و شیدایی خود را نشان میدهد. شاعر از درد عشق و سرگشتگی خود میگوید و چگونه معشوق او را رسوا و بیقرار کرده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارند.
شماره ۱۲۵۱ - بازم از سودای زلفت مست و شیدا کرده ای
بازم از سودای زلفت مست و شیدا کرده ای
بازم اندر دیده ی بینا تو مأوا کرده ای ۱
از شراب لعل فامت وز دو چشم نیمه مست
بر سر بازار عشقم باز رسوا کرده ای ۲
از فروغ روی همچون ماه و خورشیدت دگر
دیده ی جان من بیچاره بینا کرده ای ۳
ای دل سرگشته بازت آتشی در جان فتاد
از دو زلف و روی او با خود چه سودا کرده ای ۴
خانه ی خود را سیه کردی و ما سرگشته ایم
خانه ای در شست زلفش باز پیدا کرده ای ۵
در سرابستان جان آخر چرا ای سرو ناز
روی در گلهای بستان پشت بر ما کرده ای ۶
ای سرشک دیده ی غمدیده ی ما از چه روی
راز ما را در جهان یکباره افشا کرده ای ۷
بازم اندر دیده ی بینا تو مأوا کرده ای ۱
از شراب لعل فامت وز دو چشم نیمه مست
بر سر بازار عشقم باز رسوا کرده ای ۲
از فروغ روی همچون ماه و خورشیدت دگر
دیده ی جان من بیچاره بینا کرده ای ۳
ای دل سرگشته بازت آتشی در جان فتاد
از دو زلف و روی او با خود چه سودا کرده ای ۴
خانه ی خود را سیه کردی و ما سرگشته ایم
خانه ای در شست زلفش باز پیدا کرده ای ۵
در سرابستان جان آخر چرا ای سرو ناز
روی در گلهای بستان پشت بر ما کرده ای ۶
ای سرشک دیده ی غمدیده ی ما از چه روی
راز ما را در جهان یکباره افشا کرده ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۵۰ - آن چه زلفست آن که باز از قهر تابش داده ای
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵۲ - یکباره عهد یار فراموش کرده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.