هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دل‌بستگی به معشوقه‌ای با زلفی خوشبو و سیمین‌پیکر سخن می‌گوید. او از احساس تنهایی و غربت خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و با لطف رفتار نماید. شاعر همچنین از بی‌توجهی معشوق و رنج‌های عشق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که معشوق به او و احساساتش اهمیت نمی‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غربت و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۳۰۱ - چه خوش بادیست باد نوبهاری

چه خوش بادیست باد نوبهاری
مگر کز زلف آن سیمین نگاری ۱

که جانم تازه گشت از بوی زلفش
دماغم پر شد از مشک تتاری ۲

سهی سروا بگستر سایه بر من
که از پس دوستانم یادگاری ۳

میازار و به لطفم نیک بنواز
که هستم من غریبی رهگذاری ۴

نمی دانم مگر ای مردم چشم
بر آب دیده من آبیاری ۵

نه شرط دوستان باشد که ما را
به کام دشمنان وا می گذاری ۶

ز یادت نیستم غافل زمانی
چرا یادم به خاطر در نیاری ۷

برآوردی دمار از روزگارم
به ساق و ساعد و دست نگاری ۸

حقیقت شد مرا ای نور دیده
که پروای جهان داری نداری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۰ - دلا تا کی چنین در زیر باری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۲ - که دارد در دو عالم چون تو یاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.