هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و انتظار سخن میگوید و از درد هجران و امید به دیدار معشوق مینالد. او با تصاویر شاعرانه مانند شمع، نسیم و خاک، احساسات خود را بیان میکند و از جور و جفای معشوق شکایت دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۳۰۷ - به امیدی که برآید مه رویت سحری
به امیدی که برآید مه رویت سحری
یا بیابم ز نسیم سر زلفت خبری ۱
همه شب شمع صفت در غم رویت تا روز
می کنم گریه که از صبح بیابم اثری ۲
همچو خاکم به سر کوی امیدت ساکن
تا مگر سروصفت سوی من آری گذری ۳
کیمیا خاصیتی خاک رهت گشتم از آن
تا کنی سوی من خسته هجران نظری ۴
تا به کی بر من بیچاره کنی جور و جفا
تا به کی شاد بود از شب وصلت دگری ۵
چند در آتش هجران تو سوزد دل من
تا به کی خون رود از دست غمت در جگری ۶
کشتی وصل نگارم به کناری نرسید
دست امید نکردم به میانش کمری ۷
یا بیابم ز نسیم سر زلفت خبری ۱
همه شب شمع صفت در غم رویت تا روز
می کنم گریه که از صبح بیابم اثری ۲
همچو خاکم به سر کوی امیدت ساکن
تا مگر سروصفت سوی من آری گذری ۳
کیمیا خاصیتی خاک رهت گشتم از آن
تا کنی سوی من خسته هجران نظری ۴
تا به کی بر من بیچاره کنی جور و جفا
تا به کی شاد بود از شب وصلت دگری ۵
چند در آتش هجران تو سوزد دل من
تا به کی خون رود از دست غمت در جگری ۶
کشتی وصل نگارم به کناری نرسید
دست امید نکردم به میانش کمری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۶ - نیست یاری به جهان مثل تو کس دلداری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۸ - چه باشد ار به من خسته دل کنی نظری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.