هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او از درد دوری و ناتوانی در بیان احساسات خود مینالد و از این که بدون معشوق، جهان برایش بیمعناست. شاعر از ضعف خود در برابر عشق و ناتوانی در رسیدن به معشوق سخن میگوید و از این که حتی با وجود خطرات جهان، حاضر به ترک معشوق نیست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۵۷۳ - بی رخت در جهان نظر چکنم
بی رخت در جهان نظر چکنم
بی لبت عالمی شکر چکنم ۱
رویت ای ترک اگر نخواهم دید
زحمت هندوی بصر چکنم ۲
چون دریغ آیدم رخت به نظر
رخت آلودهٔ نظر چکنم ۳
دو جهان گرچه سخت با خطر است
من خطیری نیم خطر چکنم ۴
چون سر موی تو به از دو جهان
از سر کوی تو گذر چکنم ۵
گر عزیز است عمر مختصر است
من بدین عمر مختصر چکنم ۶
همه عالم جمال و آواز است
چشم کور است و گوش کر چکنم ۷
چون خبر دادن از تو ممکن نیست
من حیران بی خبر چکنم ۸
گرچه جان موج میزند از تو
چون زبان نیست کارگر چکنم ۹
چون ز کاهی بسی ضعیف ترم
دست با کوه در کمر چکنم ۱۰
گر کنم صد هزار قرن سجود
هیچ باشد من این قدر چکنم ۱۱
گفته بودی که خشک و تر در باز
با لب خشک و چشم تر چکنم ۱۲
آتش دل به است بی تو مرا
بی تو با آب بر جگر چکنم ۱۳
گفتیم بال و پر زن از طلبم
چون ز هم ریخت بال و پر چکنم ۱۴
چون مسافر تویی و من هیچم
من هیچ آخر این سفر چکنم ۱۵
چون تو جویندهٔ خودی بر من
من سرگشته پا و سر چکنم ۱۶
چون درونی تو و برون کس نیست
من چو حلقه برون در چکنم ۱۷
در درون کش مرا و محرم کن
تا تو باشی همه دگر چکنم ۱۸
محو شد درغم تو فرد فرید
فرد باید مرا حشر چکنم ۱۹
بی لبت عالمی شکر چکنم ۱
رویت ای ترک اگر نخواهم دید
زحمت هندوی بصر چکنم ۲
چون دریغ آیدم رخت به نظر
رخت آلودهٔ نظر چکنم ۳
دو جهان گرچه سخت با خطر است
من خطیری نیم خطر چکنم ۴
چون سر موی تو به از دو جهان
از سر کوی تو گذر چکنم ۵
گر عزیز است عمر مختصر است
من بدین عمر مختصر چکنم ۶
همه عالم جمال و آواز است
چشم کور است و گوش کر چکنم ۷
چون خبر دادن از تو ممکن نیست
من حیران بی خبر چکنم ۸
گرچه جان موج میزند از تو
چون زبان نیست کارگر چکنم ۹
چون ز کاهی بسی ضعیف ترم
دست با کوه در کمر چکنم ۱۰
گر کنم صد هزار قرن سجود
هیچ باشد من این قدر چکنم ۱۱
گفته بودی که خشک و تر در باز
با لب خشک و چشم تر چکنم ۱۲
آتش دل به است بی تو مرا
بی تو با آب بر جگر چکنم ۱۳
گفتیم بال و پر زن از طلبم
چون ز هم ریخت بال و پر چکنم ۱۴
چون مسافر تویی و من هیچم
من هیچ آخر این سفر چکنم ۱۵
چون تو جویندهٔ خودی بر من
من سرگشته پا و سر چکنم ۱۶
چون درونی تو و برون کس نیست
من چو حلقه برون در چکنم ۱۷
در درون کش مرا و محرم کن
تا تو باشی همه دگر چکنم ۱۸
محو شد درغم تو فرد فرید
فرد باید مرا حشر چکنم ۱۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۹
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۲ - آه گر من زعشق آه کنم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۴ - چاره نیست از توام چه چاره کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.