هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از بی‌توجهی معشوق و ناکامی در عشق شکایت می‌کند. او احساس می‌کند که تلاش‌هایش بی‌ثمر است و معشوق به او توجهی ندارد. شاعر همچنین از رفتارهای متکبرانه و بی‌وفایی معشوق گلایه می‌کند و بیان می‌کند که با وجود درد و رنج، هنوز به عشق وفادار است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین برخی از اصطلاحات و مفاهیم به درک ادبیات کلاسیک نیاز دارد.

شماره ۶۱ - وصلش مرا قرین سعادت نمیکند

وصلش مرا قرین سعادت نمیکند
چون بیند التفات زیادت نمیکند

خوی زمانه دارد از آن در ره وفا
بسیار می بکوشم و عادت نمیکند

بیمار اوست دل نه بدین است نالشم
زان ناله میکند که عیادت نمیکند

گفت ای فلان ز من بسلامی بسنده کن
گردم به این و هم بسعادت نمیکند

بر من سلام کی کند آن کاو نظر کنون
در آسمان ز کبر و سیادت نمیکند

گفتم که زنده می شمرد وصل تو مرا
گفتا خودت نماز ولادت نمیکند

گه گه تعهدی کندم لعل تو و لیک
بی معنی است چون بارادت نمیکند

گفتم که کارم از تو به جان است گفت اثیر
کس گوش سوی زرق و عبادت نمیکند

کافر نمی شوم که دم و عشوه کار اوست
من باورم بلفظ شهادت نمیکند
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۰ - جان نقش رخ تو بر بصر دارد
گوهر بعدی:شماره ۶۲ - از عشق تو بوی خون همی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.