هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد عشق، جدایی و ناامیدی سخن می‌گوید. او از بی‌وفایی معشوق شکایت دارد و در عین حال، عشق را ستایش می‌کند. شاعر میان عشق و رنج، دوستی و دشمنی، و اسلام و کفر تضاد ایجاد می‌کند و در نهایت از معشوق می‌خواهد که یا راه دوستی را در پیش گیرد یا کاملاً رهایش کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تضاد بین اسلام و کفر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا نامناسب باشد.

شماره ۹۱ - تا تولای تو کردم شدم از خود بیزار

تا تولای تو کردم شدم از خود بیزار
باجفای تو خوشم گر تو نگیری آزار

من بگریم تو بخندی چکنم خوش باشم
توو آن خنده شیرین من واین گریه زار

چون گل و خار زبستان تو آمد نه رواست
گل چو جان داشتن و خار رهاکردن خوار

منبر اول تو نهی، دار بآخر توزنی
من چو مشغول توام فارغم از منبرودار

گر تو فریاد رسی دست نیارد بیداد
ور تو زنهار خوری سود ندارد زنهار

عشق گوید برو اینک کفن و اینک تیغ
درد گوید برو اینک سرو اینک دیوار

او عدو پرورد و دوست کند برکت چست
دام اندیشه برافکن سر اقرار برآر

یا، ره دشمنی خود بملامت برگیر
یا حق دوستی من به تمامت بگذار

یا به اسلام درآ، خرقه اسلام بپوش
یا به کبری شو و در بند به پیگر زنار
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۰ - مرا براین نسزاید که از تو باشم دور
گوهر بعدی:شماره ۹۲ - آن زلف مشوش بین در عنبر و بان منگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.