هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از سیاهی زلف معشوق و روزگار سخت خود شکایت دارد، اما در عین حال، خود را محرم اسرار معشوق می‌داند و با وجود درد و رنج، عشق را می‌ستاید. شاعر به بخت بد خود اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که راهی برای آموختن به او نشان دهد. در نهایت، او از لذت‌های زودگذر شب و رازهای روز سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارات پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۲۲ - بی شب زلف تو سیه روزم

بی شب زلف تو سیه روزم
خسته روزگار کین توزم

محرم بزم خوبی تو منم
که بیک آه می بر افروزم

تا تو را حسن نیک میسازد
چشم بددور، خوش همی سوزم

مرهمی نه، که بخت دلریشم
چینه ئی ده، که بس نوآموزم

خرمی را بنقد شب خوش باش
تا چه از راز نسیه روزم
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - کو محرمی که قصه تو در میان نهم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - چون با غم تو قرار گیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.